سنجش داده‌های تاریخی قرن هشتم هجری در دیوان حافظ شیرازی با منابع تاریخی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری تاریخ ایران اسلام دانشگاه تبریز

doi
10.30465/hcs.2021.33359.2316
چکیده

پدیده­ها و رویدادهای اجتماعی و تاریخی در هر دوره اگر موضوعیّت داشته باشند دامنه­ی آن به متون ادبی آن دوره نیز کشانیده می­شود. دیوان حافظ شیرازی نمونة بارزی از نزدیکیادبیات با برخی از مسائل تاریخی و اجتماعی  عصر وی، می­باشد. شناخت داده­های تاریخی موجود در دیوان حافظ؛ افزون بر شناخت بیشتر شعر و روزگار او، می­تواند میزان همپوشی و قرابت داده­های تاریخی دیوان حافظ را با منابع تاریخی این دوره روشن نماید. از این رو این جستار با روشی توصیفی­ـ تحلیلی و استعانت ممکن از نظریة ساختارگرایانة تکوینی گلدمن، به دنبال پاسخ­گویی به این سؤالات است که داده­های تاریخی قرن هشتم در دیوان حافظ چه نسبتی با منابع تاریخی این دوره داشته و حافظ در وارد نمودن آن در دیوانش به چه میزان توفیق یافته است؟ یافته­ها بیانگر آن است که حافظ با آگاهی، تاریخ­نگری و تحلیل بالایی که از مسائل تاریخی و اجتماعی داشته،برخی از مضامین و رویدادهای اجتماعی وتاریخی عصر خود را، به شکلی موجز و با مکانیزم­های ادبی در شعرش وارد نموده است. به طوری که یکی از رازهای جاودانگی و هنری دیوان وی، ارائه تحلیل­های دقیق، ظریف و تیزبینانه، در مواجهه با وقایع و پدیده­های تاریخی و اجتماعیروزگارشاست. قرابت و همپوشی برخی از داده­های تاریخی و اجتماعی شعر حافظ با وقایع و منابع تاریخی زمانة وی، به گونه­ایست که محققان می­توانند به مثابة فکتی تاریخی از آن، در امر تاریخ­نگاری، بهره­مند شوند.