تأملّی مردمنگرانه در فرهنگ، آداب و رسوم ایرانیان از نگاه پیترو دلاواله، سیّاحِ ایتالیایی با تأکید بر مازندران
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نوشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، نوشهر، ایران
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران
doi
10.30465/hcs.2021.6692چکیده
سیّاحان، سفیران ملّتها در حوزة فرهنگ و تمدنِ پیشامُدرن به شمار میروند، آنها با سفر به سویههای نامعلوم و کرانههای ناپیدا، فارغ از هر نیّتی که داشتهاند، دشواری و رنج سفر را بر خود هموار کرده تا با نگاه جامعهشناختی و هستیشناسانه، از فرهنگ و آداب و رسوم و موقعیّت دیگر ملّتها آگاهی یابند. حجم بزرگی از آگاهیهای ما در گسترة تاریخ و جوامع، حاصلِ جستجوها، مشاهدات و گزارشهایی است که از جانب سیّاحان و گردشگران و در قالب سفرنامهها، برجای مانده است، مانند سفرنامههای ناصرخسرو، ابنبطوطه، کلاویخو و دلاواله که هر یک به فراخور، مبنای آگاهی و شناخت ما از کیفیّت جوامعِ دوردستهای تاریخ و میانههای تمدن اسلامی است. با روی کار آمدن سلسلة صفویه، شمار سیّاحان و سفرنامهها رو به افزایش نهاد، چنانکه سفرنامههای دلاواله، شاردن، تاورنیه و... از مهمترین منابع این دوره به شمارند. دراینمیان پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی، یکی از نامبُردارترین سیّاحان غربی است که در آغاز سدة هفده میلادی(1617)، آن هم با نیّات سیاسی، به دربار شاهعباسِ صفوی راه یافت و متعاقب آن پس از شش سال اقامت در ایران و در مجاورت دربار، حجم معتنابهی از مشاهدات و برداشتهای خود را از فرهنگ و سنّنِ ایرانی با رویکرد مردمنگرانه و دیدگاهی وقایعنگارانه به تصویر کشید. این نوشتار میکوشد به شیوۀ اسنادی و کتابخانهای بخشهایی از مشاهدات و داوریهای مردمنگرانۀ این سیّاح ایتالیایی از آداب و رسوم ایرانی/ مازندرانی را که در یکی از سفرهای سالیانۀ شاهعباس به مازندران(بهشهر) ملازم او بودهاست، بررسی و تحلیل نماید.