گوبینو، روشنفکران ایرانی و نظریه های آریائیگرائی و انحطاط
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ/دانشکده ادبیات و علوم انسانی/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
2 استاد تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی
3 دانشجوی دکترا گروه تاریخ/دانشکده ادبیات و علوم انسانی/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.30465/hcs.2021.6841چکیده
مقاله حاضر مبانی و ریشههای تاریخی نظریه آریائیگرائی در تاریخنگاری و تاریخنگری برخی روشنفکران ایرانی را مورد بررسی قرار میدهد و نقش کنت گوبینو در تکوین این نظریه را بررسی می نماید. فرضیه مقاله این است که دیدگاه یاد شده ریشه در نظریات خاص کنت دوگوبینو درباره تاریخ ایران باستان داشته و از طریق عدهای از نویسندگان تا نیمه دوم سلطنت رضاشاه تداوم و تحول داشته است. هدف پژوهش این است تا به شکلی توصیفی-تحلیلی نشان دهد نگرش آریائیگرائی به تاریخ ایران، آنهم در نیمه نخست قرن نوزدهم متناسب و متناظر با اوضاع و احوال سیاسی آن دوره، و بهویژه واکنشی در برابر شکستهای ایران در دو دوره جنگ با روسیه بود. همچنین نظریه آریائیگرائی اهداف سیاسی خاص خود را در دوره رقابت اروپا با روسیه برای تسلط بر ایران پیگیری میکرد. با به قدرت رسیدن نازیها در آلمان و طرح شعار آریائی گرائی، دیدگاههای گوبینو بار دیگر در تفسیر تحولات تاریخی ایران پیش از اسلام هوادارانی یافت. مقاله حاضر زمینه های تاریخی شکل گیری مکتب آریائی گرائی در تفسیر تاریخ ایران را مورد بحث قرار میدهد و تداوم و تحول آن را ارزیابی میکند و یکی از پیامدهای این نظریه یعنی انحطاط ایران را مورد بررسی قرار میدهد.