نسبتسنجی حکمت عملی و علومانسانی با تکیه بر دیدگاههای فارابی
نویسندگان
doi
10.30497/ap.2026.248209.1737چکیده
یکی از راهکارهای پیشنهادی برای تولید علومانسانی اسلامی، بهرهگیری از حکمت عَملیست. ازنظرِ برخی حکمت عملی همان علومانسانی است که در دوران جدید گسترش و پیشرفتکردهاست. با توجه به اندیشههای فارابی بهنظرمیرسد گرچه شاید حکمت عملی در موضوع و مسائل با علومانسانی شباهتهایی داشتهباشد، حداقل بهلحاظ روش، غایت، کارکرد، نوع قضایا، مبادی و... با علومانسانی حاضر تفاوتهایی اساسی دارد و یکسانانگاری این دو درست نیست. علاوهبر آن، شاید بتوان با دقت نتیجهگرفت که حکمت عملی و علومانسانی در موضوع نیز متفاوتاند، گرچه در ظاهر یکسان بهنظرمیرسند. حکمت عملی، عِلمی حقیقی و برهانی است برای رساندن انسان به سعادتی حقیقی و نهایی؛ درحالیکه علومانسانی حاضر، غیرحقیقی و اعتباریاند و برای شناخت سعادت حقیقی متناسب با حقیقت انسان تلاشی انجامنمیدهند؛ بااینوصف حکمت عملی و علومانسانی نهتنها یکسان نیستند، بلکه میتوان نتیجهگرفت حکمت عملی مبتنیبر فلسفه و آموزههای اسلامی، جایگزینیست برای علومانسانی حاضر که مبتنیبر افکار و فرهنگ و فلسفة رایج در غرب است.