کنش متقابل دانش و قدرت در سیر تحول سیاست نامهنویسی تاریخ ایران دوره اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه ازاد اسلامی واحد چالوس
2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، مازندران، ایران
3 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
doi
10.30465/hcs.2020.5858چکیده
مباحث مربوط به اندیشه سیاسی در ایران، با تمرکز بر دوره اسلامی محقق را مستقیماً به مجموعهای از آثار ارجاع میدهد که ذیل عنوان سیاستنامه در دورههای مختلف تاریخ به نگارش درآمدهاند. سیاستنامهنویسی در این دوران حاصل انباشت یک دوگانگی فکری ـ فرهنگی است که از سویی بازتابی از اندیشه سیاسی در دوران ایران باستان و از دیگر سو نیز با رگههایی از اندیشه سیاسی اسلامی درهمآمیخته است. معتبرترین اثر در این چارچوب سیاستنامه خواجه نظام الملک طوسی در دوران سلجوقی است. پس از آن، آثار دیگری نیز که به نگارش درآمده و تحت این عنوان مورد خطاب قرار گرفتهاند، به لحاظ روش و محتوا، با تغییراتی تقریباً از همان روند پیشین پیروی کردهاند. با این حال، می توان غالباً هدف از نگارش این آثار را در اصل بر حفظ قدرت حاکم دانست. حفظ قدرت حاکم، با تلاش برای مشروعیتبخشی به آن در یک درهمکنشی دانش ـ قدرت قابل فهم است. نتایج نوشتار حاضر نیز نشان می دهد که سیاستنامهنویسی در تاریخ ایران دوره اسلامی اساساً متأثر از روابط اجتماعی قدرت، در وجه ایجابی یا سلبی و بازتاب مصالح اقتدار سیاسی بوده است. لذا این جستار با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع اسنادی و کتابخانهای به بررسی رایطه دو سویه دانش- قدرت بر سیر تحول سیاست نامه نویسی اندیشمندان ایران دوره اسلامی میپردازد.