بررسی میزان نفوذ رویکرد استم در کتاب‌های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مهندسی سیستمهای اقتصادی- اجتماعی، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

2 گروه آموزش فیزیک، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889 –14665 تهران، ایران

3 گروه آموزش فیزیک، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889 –14665 تهران، ایران

4 گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889 –14665 تهران، ایران

doi
10.48310/chemedu.2025.17949.1294
چکیده

پیشینه و اهداف: رویکرد استم، به عنوان یک شیوه نوین بر آموزش هم‌زمان علم، فن‌آوری، مهندسی و ریاضیات تاکید دارد. کامل‌ترین نوع استم که آن را استم یکپارچه نامیده‌اند، می‌کوشد چارچوبی برقرار کند که دانش‌آموزان حل مسائل جهان واقعی را با استفاده از علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات تجربه کنند. اصلی‌ترین نمود استم در کتاب‌های درسی ابتدایی می‌تواند در کتاب علوم تجربی باشد. علوم تجربی تنها کتابی است که شرایط رشد توانمندی­های علمی دانش‌آموزان را فراهم می‌کند و می‌تواند محملی برای پیاده‌سازی روش استم باشد. روش‌ها‌: مقاله حاضر با روش تحلیل محتوا، به مطالعه تمامی سرفصل­های کتاب‌های علوم تجربی (نسخه 1403) شش پایه ابتدایی پرداخته است. در این پژوهش،  با بر شماری نزدیک به 900 عنوان درسی، میزان نفوذ رویکرد استم در کتاب‌های مذکور بررسی­شده­ است. میزان توجه کتاب‌های علوم تجربی به حوزه‌های چهارگانه استم بعلاوه هنر و اجتماعی به صورت جداگانه و نیز به صورت استم یکپارچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها: نتایج این بررسی نشان می‌دهد که هرچند شکل کامل و مطلوب استم یکپارچه در کتاب‌های علوم تجربی پیاده‌سازی نشده است؛ با این وجود، سرفصل­های کتاب‌های علوم تجربی؛ نگاهی به حوزه‌های استم، به ویژه حوزه مهندسی دارند. نتیجه‌گیری: این نگاه، هرچند می‌تواند نقطه روشنی برای ابتدای کار باشد، اما از نگاه رویکرد استم یکپارچه، هنوز راه زیادی برای توسعه و تعالی وجود دارد.