بررسی سطوح شناختی سؤالات شیمی امتحان نهایی 1402-1398 بر اساس الگوی اسمیت و نخله و برتز با روش تلفیقی آنتروپی شانون و تاپسیس

نویسندگان

1 گروه آموزش شیمی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران

2 گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه آموزش شیمی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.48310/chemedu.2025.17479.1277
چکیده

پیشینه و اهداف: تحلیل سؤالات امتحانی از طریق چهارچوبی مختص علم شیمی امری ضروریست که به­ندرت مورد بررسی قرارگرفته ­است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان به­کارگیری سطوح‌‌ چهارچوب شناختی اسمیت، نخله و برتز در مورد سؤالات امتحانات نهایی سال­های 1398 تا 1402، در پایه دوازدهم است. این چهارچوب مختص تحلیل سؤالات شیمی و دارای سطوح اولیه و ثانویه است. روش‌ها: روش انجام پژوهش، توصیفی و بر مبنای تحلیل تمام سؤالات انجام شد. جامعة‌ آماری، شامل کلیه سؤالات امتحانات نهایی خرداد، شهریور و دی‌ماه کتاب درسی بوده و با توجه به هدف پژوهش حاضر، تمامی پرسش‌های مربوط به سال­های 1398 تا 1402 انتخاب شدند.‌ ابزار گردآوری داده‌ها با توجه به فهرست تحلیل سؤالات شاخص اسمیت، نخله و برتز بود.‌ برای تجزیه ­و ­تحلیل داده­ها از شاخص­های آماری توصیفی و روش­های آماری استنباطی آنتروپی شانون-تاپسیس استفاده شد. یافته‌ها: با توجه به تحلیل داده‌ها، در هر سه نوبت امتحانی، سطوح ثانویه تجزیه و تحلیل تصاویر و سپس تجزیه و تحلیل داده‌ها، بیشترین اهمیت را داشتند. در برخی نوبت‌ها، سطوح ماکروسکوپی-میکروسکوپی، ماکروسکوپی-تحلیلی و پیش‌بینی نتایج مورد توجه قرارنگرفته بود و تعادلی در میزان توجه به کلیه سطوح دیده نمی‌شد. نتایج:  با توجه به نقش آزمون نهایی در سرنوشت شغلی دانش‌آموزان، پیشنهاد می‌شود در طراحی سؤالات از معیارهای تخصصی محتوایی و به صورت متوازن استفاده شود.