انیرانِ ایران؛ دیگر‌بودگی انیران در ایران باستان

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه/دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران قبل از اسلام

doi
10.30465/hcs.2019.4975
چکیده

شکل‌گیری هویّت جمعی امری دو سویه است و سِوایِ «تعاملات درونی»، «تعارضات بیرونی» نیز بر پیدایش این انگاره تأثیر می‌گذارد. در پژوهش حاضر که به صورت توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای فراهم آمده، یکی از مراحلِ هویّت‌ساز هر تمدّن که همانا شکل‌گیریِ غیریّت است، در اساطیر و تاریخ ایران کاویده شده و بازۀ مورد نظرِ این پژوهشْ از سدۀ دوازدهم پیش از میلاد مسیح -یعنی عصر احتمالی زردشت و زمانۀ شکل‌گیریِ گاهان- تا سدۀ هفتم میلادی، مصادف با سقوط شاهنشاهی ساسانی، در نظر گرفته شده است. این پژوهش خاصّه در جستجوی پاسخی درخور به این دو پرسش است که چه عناصری در ترسیم مرزهای «فرهنگی-سیاسی» قلمروی ایران در عصر باستان تأثیرگذار بوده و ایرانیان، در آن روزگاران، به کدامین ساخت‌های قومی-سیاسی به چشمِ دیگری می‌نگریستند. در پاسخ به نخستین سؤال باید گفت که «دین» و «شیوۀ معیشت»، دو مؤلفۀ اصلی در مرزبندی میانِ «خودِ آریایی (و سپس ایرانی)» و «دیگریِ انیرانی» بوده است. همچنین، با تتبع در متونِ باستانی مشخص شد که تورانیان (و در رأس ایشان افراسیاب)، ضحّاک، مقدونیان و خاصّه شخص اسکندر، رومیان و در نهایت تازیان، دیگری‌هایِ تاریخی-اساطیری ایران در عصر باستان بوده‌اند.