مطالعۀ تطبیقی تأثیرگذاری داستان پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی بر پل ناتمام اثر عبدالرحمن منیف

نویسندگان

1 گروه آموزشی زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 گروه آموزشی زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

doi
10.22059/jor.2025.380331.2554
چکیده

ادبیات تطبیقی شاخه‌ای از نقد ادبی است که به بررسی روابط ادبی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری­ها و همچنین بررسی وجوه تناظر و تباین میان ادبیات دو یا چند ملّت می­پردازد. پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر جهان است که توانسته جایزۀ نوبل ادبیات را از آن خود کند و جایگاه خود را به‌عنوان منبعی الهام­بخش، تثبیت نماید. تشابهات رمان پل ناتمام (حین ترکنا الجسر) اثر عبدالرحمن منیف نویسندۀ سعودی با پیرمرد و دریا تا جایی است که نمی­توان به راحتی از کنار آن گذشت و این فرضیه را به ذهن متبادر می­سازد که منیف از همینگوی، تأثیر پذیرفته است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که منیف، در دو جنبۀ ساختاری و محتوایی از پیرمرد و دریا  تأثیر پذیرفته است؛ از جنبۀ محتوایی، مضامینی همچون موفقیت، شکار، شکست، اعتقاد به شانس، فردیت و از جنبۀ ساختاری نیز عناصری از جمله شخصیت و شخصیت­پردازی، توصیف مکان، پیرنگ، گفت­وگو و... دارای اشتراکات بسیار نزدیکی هستند که این اشتراکات، زمانی غیرتصادفی می­نماید که منیف، بسیاری از واژگان و جملات خود را عیناً از پیرمرد و دریا اقتباس نموده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و اثبات تأثیرپذیری عبدالرحمن منیف در پل ناتمام از پیرمرد و دریای ارنست همینگوی، با رویکرد ادبیات تطبیقی فرانسوی و به روش توصیفی- تحلیلی انجام می­شود.