شروط محدودکننده و نقش آنها در معاهدات بینالمللی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری حقوق بینالملل و مدرس دانشگاه
2 استادیار دانشگاه الزهراء(س)
doi
10.22059/jplsq.2017.207730.1264چکیده
حاکمیت دولتها در حقوق بینالملل حاکی از وضعیت دوگانهای است؛ از طرفی آموزه های کلاسیک حقوق بینالملل در خصوص حقوق معاهدات مانند التزام به معاهدات بینالمللی و حاکمیت قانون با اعطای اختیارات مطلق به دولتها در حفظ منافع ملی در تزاحماند و از طرف دیگر، در مواقع خاص و بحرانی و نیز بهسبب ماهیت بعضی از معاهدات بینالمللی لاجرم باید اختیاراتی را برای دولتها در جهت حفظ منافع ضروری لحاظ کرد. برای حل این وضعیت دوگانه و آشتی میان همکاری بینالمللی و یکجانبهگرایی دولتها، شروطی با عنوان «شروط محدودکننده»در حقوق بینالملل پذیرفته شده است. این شروط سازوکاری را ایجاد میکنند که به مشارکت دولتها در گسترش نظم حقوقی و انعقاد معاهدات بینالمللی کمک میکند و در عین حال به هنگامیکه دولت در معرض خطر فوقالعاده قرار دارد، اختیار و آزادی عملی را برای رهایی آن از تعهدات بینالمللی، پیش بینی میکند.