انتقال اموال فکری از طریق عقد بیع بر اساس مبانی فقهی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تهران، ایران.
doi
10.22034/ejs.2022.344573.1241چکیده
زمینه و هدف: یکی از حقوق مالک اثر فکری امکان انتقال آن به دیگری بر مبنای عنصر اراده و در قالب عقود مختلف، از جمله عقد بیع است. با توجه به مبانی فقهی «بیع»، امکان انتقال مال فکری از طریق این عقد با چالشهایی روبرو خواهد بود، که بررسی فقهی موضوع را ضروری مینماید. مواد و روشها :این مطالعه به روش مروری انجام شده و گردآوری دادههای آن با شیوة کتابخانهای – اسنادی صورت پذیرفته است. ملاحظات اخلاقی:در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت محتوا، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: واقعیتهای اقتصادی، به خصوص در عرصة بینالمللی، قابلیت خرید و فروش اموال فکری را اجتنابناپذیر مینماید. به استناد مبانی فقهی حاکم بر بیع اموال فکری، در حقوق کشور ما نیز مانع چندانی بر سر خرید و فروش اموال فکری وجود ندارد.نتیجه: مالیت حقوق فکری امری است کاملاً پذیرفته شده که امروزه دیگر تردیدی در خصوص آن وجود ندارد. عینیت تصریح شده در ماده338، دارای معانی متعددی است که بر اساس مبانی فقهی، برخی مواد قانون مدنی و قوانین مصوب پس از قانون مدنی، مقصود اصلی از آن، نه ماهیت معین و متجسم در خارج که اصل مال و در برابر منفعت بوده است.