رویکرد حقوق بین الملل در خصوص تبلیغات خصمانه برای جنگ (پروپاگاندا)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2018.213056.1316
چکیده

به‌دنبال توسعۀ فناوری­های ارتباطی، کشورها به‌تدریج متوجه نقش مافوق تصور تبلیغات در جهت دادن به افکار افراد در برابر مناسبات جهانی شدند. از همین رو در طول تاریخ، کشورها و افراد اقدام به انتشار تبلیغات خصمانه یا پروپاگاندا[1] کردند تا جهانیان را به ضروری یا بشردوستانه بودن اقدامات خصمانۀ خود متقاعد سازند. در همین خصوص، به‌طور ویژه از تبلیغات خصمانه برای تحریک به مخاصمۀ مسلحانه به‌مراتب استفاده شده است که نمونه­های آن را در تجاوز آمریکا به عراق، قضیۀ اوکراین و تبلیغات گروهک تروریستی داعش شاهد بودیم. هدف از این مقاله، تبیین ابعاد و جایگاه تبلیغات خصمانه برای جنگ در حقوق بین­الملل به روش تحلیلی-توصیفی است. بررسی قواعد و مقررات حقوق بین­الملل نشان می‌دهدکه برخلاف  تصور عموم، تبلیغات خصمانه در عرصۀ حقوق بین­الملل، بارها مورد اشاره قرار گرفته و محکوم شده است. مهم­ترین نمونۀ آن در بند 1 مادۀ 20 میثاق حقوق مدنی و سیاسی به چشم می‌خورد. در همین زمینه، رویۀ قضایی و قطعنامه­های سازمان­های بین­المللی نیز شاهد این مدعاست. به‌‌سبب اهمیت مقابله با این فرایند رو به رشد، لازم است رویکرد حقوق بین­الملل در خصوص تبلیغات خصمانه برای جنگ به‌تفصیل بررسی شود.