پیوند فرّ و جغرافیا در زامیاد یشت؛ ردپای سرزمین مقدس سیستان

نویسندگان

1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس-بوشهر

2 دانش آموخته رشته فرهنگ و زبان های باستانی

doi
10.30465/hcs.2018.3256
چکیده

متن اوستایی زامیاد یشت از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست این یشت به معرفی کوه­های اساطیری اختصاص دارد، درحالی­که بخش دوم و مفصل­تر آن در خصوص ستایش فرّ است و به کیان­یسن مشهور است. تحلیل­های متنی و زبان­شناختی نشان می­دهد که در ابتدا هر کدام از این دو بخش از یکدیگر مستقل بوده­اند. چه توضیحی برای ادغام دو بخش جغرافیای اساطیری و سیاسی را در یک قالب واحد وجود دارد؟ مقالۀ پیش رو با این پیش فرض که فرّ کیانی ارتباطی مهم با جغرافیا دارد، نشان می­دهد که در نظر تدوین کنندگان متأخر متن، اندیشۀ سیاسی ایرانی که در قالب اسطوره و حماسه بیان شده بود، با جغرافیای اساطیری ایرانی پیوستگی داشت. از این­رو، بندهایی از زامیاد یشت که توصیف­کنندۀ یکی از جلوه­های مقدس زمین یعنی کوه­ها است، به­عنوان مقدمه­ای برای کیان­یسن درنظر گرفته شده­اند. تحلیل­های بیشتر نشان می­دهد که طبق باورهای تحول یافتۀ زردشتیان، سرزمین سیستان تجلی­گاه پیوند این دو مفهوم بوده است. بنابراین دخل و تصرف در متن زامیاد یشت بایستی در سیستان رخ داده باشد.