نسبت میان شرط مارتنس و حقوق بشر در نظم حقوقی بینالمللی جدید
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22059/jplsq.2017.238609.1558چکیده
ساختار و مبانی نظام حقوق بینالملل امروز اغلب مبتنی بر آرا و اندیشههای مکاتب پوزیتیویستی است و به همین سبب نیز حاکمیت دولتها محور اصلی ساخت قواعد حقوق بینالملل تلقی میشود، اما نباید از یاد برد که موجودیت و اعتبار حقوق بشری که اکنون بهکرات از آن سخن میگوییم، مدیون ساخت و ارادۀ دولتها نیست. حقوق بشر امروز روایتی تازه از همان حقوق طبیعی دیروز است. علاوهبر این، نفوذ بیش از پیش اصول و مبانی حقوق طبیعی بر پیکرۀ نظام حقوق بینالملل معاصر آن هنگام تجلی بارزتری یافت که نظام سنتی قاعدهسازی موجود دیگر نمیتوانست در تمام زمینهها – بهطور مشخص حوزۀ حقوق بشر - پاسخگوی اقتضائات و ضرورتهای جامعۀ بینالمللی باشد. ازاینرو اعلامیۀ «شرط مارتنس» به تصویب دولتها رسید. بدینترتیب در حال حاضر شاهد تحولی نوین در عرصۀ ساخت و پرداخت مهمترین منابع حقوق بینالملل بشریم؛ تحولی در راستای پاسخ به نیازهای روز؛ تحولی که تجلی پیوند شرط مارتنس با حقوق بشر در نظم حقوقی جدید است.