اثربخشی یادگیری معکوس بر راهبرد‌های فراشناختی یادگیری دانش‌آموزان دوره اول متوسطه در درس علوم تجربی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، موسسه آموزش عالی چرخ نیلوفری آذربایجان، تبریز، ایران.

2 گروه آموزش روان شناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران.

3 گروه آموزش روان شناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران

doi
10.48310/chemedu.2024.16153.1236
چکیده

مهم­ترین عامل در یادگیری دانش­ آموزان، وجود مشکلات در برنامه درسی است  و اصلی­ ترین اشکال در برنامه­های درسی نیز مربوط به روش­های یاددهی-یادگیری می‌باشد. در این راستا یادگیری معکوس امروزه مورد توجه بسیاری از محققان و مربیان قرارگرفته‏ است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی یادگیری معکوس بر مولفه­ های راهبردهای فراشناختی یادگیری دانش­ آموزان دوره اول متوسطه در درس علوم تجربی بود. روش ﭘﮋوﻫﺶ از نوع شبه آزمایشی پیش­ آزمون و پس­ آزمون با یک گروه می­ باشد. و جامعه آماری آن، کلیه دانش­ آموزان پسر پایه هشتم دوره اول متوسطه شهر کلیبر در سال تحصیلی 1402-1401  می­باشد؛ که از میان آن­ها، 30 نفر به روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده­ ها از پرسشنامه­ ی راهبردهای یادگیری کرمی و همکاران (1384) استفاده شد. ابتدا پیش­ آزمون بر روی دانش­ آموزان اجرا شد؛ سپس طی 13 جلسه­ ی 75 دقیقه­ ای تحت یادگیری معکوس در درس علوم تجربی  قرار گرفتند.  پس از اجرای جلسات آموزشی، پس­ آزمون اجرا شد. جهت تحلیل داده­ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. نتایج نشان دادند، که اثر یادگیری معکوس بر راهبردهای دانش و کنترل خود و دانش و کنترل فرآیند مثبت و معنی­ دار است. با لحاظ یافته­ های این پژوهش و پشتوانه­ ی نظری وتجربی این حوزه توصیه می­ شود از این روش درنظام آموزشی استفاده شود.