کاربرد منابع ارزیابانه در ساخت معنای علمی: مطالعهای گفتمانشناختی بر مقالات پژوهشی
نویسندگان
1
doi
10.30487/rwab.2026.2067349.1659چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نحوهی بهکارگیری زبان ارزیابانه در بخش نتیجهگیری مقالات علمی پژوهشی در چهار رشتهی جامعهشناسی، حقوق، فلسفه و پزشکی انجام شده است. در این راستا، نظریهی ارزیابی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی وندایک بهعنوان بنیان نظری به کار گرفته شد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی و کمی متون بود و با تحلیل 45 بخش نتیجهگیری از مقالات منتشرشده در مجلات معتبر این چهار رشته، توزیع مؤلفههای نظریهی ارزیابی شامل نگرش (احساس، قضاوت، ارزشگذاری)، درجهبندی (شدت و دامنه)، و مشارکت در گفتمان (تکصدایی و چندصدایی) مشخص گردید. یافتهها نشان دادند که در رشتههای علوم انسانی (جامعهشناسی، حقوق و فلسفه)، مؤلفههای قضاوت و ارزشگذاری در مقایسه با پزشکی بسامد بیشتری دارند و در این رشتهها زبان ارزیابانه در راستای نقد نهادها، بازخوانی مفاهیم اجتماعی–سیاسی، و ترویج عدالت اجتماعی بهکار میرود؛ در حالیکه در رشتهی پزشکی زبان ارزیابانه عمدتاً در خدمت تقویت اعتبار روش علمی، پیشنهاد پژوهشهای آینده، و بیطرفنمایی علمی است. همچنین مشارکت در گفتمان در علوم انسانی بهصورت چندصدایی و ارجاع به دیدگاههای مختلف است، اما در پزشکی بیشتر تکصدایی و مبتنی بر قطعیت علمیست. تحلیل گفتمانی این دادهها نیز نشان داد که زبان نتیجهگیری در هر رشته بازتابی از ساختارهای قدرت، دانش و مشروعیت در گفتمان آن رشته است. این پژوهش با تأکید بر پیوند زبان و ایدئولوژی، نشان میدهد که تحلیل زبان ارزیابانه میتواند در فهم نقش گفتمان علمی در سیاستگذاری دانش و آموزش دانشگاهی نقش مؤثری ایفا کند.