هوش مصنوعی به مثابه سوژه، ابژه و رسانه: خوانشی انتقادی از کاربستهای ادبی هوش مصنوعی در رمان «سرویس مدل» و پیامدهای آن برای علوم انسانی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه تهران
2 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه مازندران،بابلسر، ایران
doi
10.30487/rwab.2026.2081564.1675چکیده
این مقاله با هدف بررسی سهگانهٔ نقش هوش مصنوعی بهعنوان سوژه (راوی)، ابژه (موضوع نقد) و رسانه (بازنمایی خلاقیت ماشینی) در رمان «سرویس مدل» اثر آدریان چایکوفسکی، به روش تحلیل تفسیری-انتقادی انجام شده است. در این تحلیل، با اتکا به چارچوبهای نظری پساانسانگرایی و علوم انسانی دیجیتال، استدلال میشود که این رمان فراتر از یک داستان علمی-تخیلی، متنی خودارجاع و آیندهنگر است که بحرانهای محتوایی و روششناختی علوم انسانی کاربردی—بهویژه در حیطههای آموزش زبان، تدوین کتابهای درسی و نقد ادبی—را پیشبینی و بازتاب میدهد. دستاورد اصلی این پژوهش ارائهٔ الگوی سهسطحیِ تعامل انتقادی با متن ادبیِ معطوف به فناوری است که از طریق آن میتوان شخصیت ربات «آنچارلز» را بهمثابهٔ استعارهای از مؤلف/معلم در جستجوی معنا در عصر الگوریتمها تحلیل کرد، جهان داستان را بهعنوان نقدی بر نظامهای آموزشی کارکردگرا و کمّیمحور خوانش نمود، و فرم روایی رمان را چارچوبی برای بازاندیشی دربارهٔ ماهیت خلاقیت، ارزیابی و تولید متن در دوران همزیستی با هوش مصنوعی بهکار برد. پیامد عملی این تحلیل، تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاستهای تدوین کتابهای دانشگاهی، روشهای آموزش نگارش و پرورش سواد فناورانه انتقادی است، بهگونهای که علوم انسانی نه در تقابل، بلکه در تعاملی آگاهانه با فناوری، به تقویت شایستگیهای منحصربهفرد انسانی—از جمله تفکر انتقادی، قضاوت اخلاقی و خلاقیت تفسیری—بپردازد. در نهایت، مقاله نشان میدهد که ادبیات داستانی میتواند به ابزاری راهبردی برای آیندهپژوهی آموزشی و طراحی مداخلات کیفی در حوزهٔ تحقیق و توسعهٔ علوم انسانی تبدیل شود.