نقدی بر کتاب مدیریت راهبردی از منظر مکتب شناختی
نویسندگان
1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
3 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30487/rwab.2025.2049213.1636چکیده
در محیط سازمانی که بطور فزایندهای پویاتر و پیچیدهتر میشود، راهبرد به معنی واکنش مدیریت به تلاطم محیطی است. فرض بر این است که راهبرد، سازمان را از میان تغییرات محیطی هدایت میکند و موفقیت پایدار و رشد آینده آن را تضمین میکند. سازمان بدون راهبرد معین، همانند قایق کوچکی است که بدون ملوان و سکان و بدون داشتن مقصد، در دریایی طوفانی در حرکت است. هدف از مقاله حاضر بررسی و نقد کتاب مدیریت راهبردی از منظر مکتب شناختی می باشد. در این اثر نویسنده تلاش کرده است که مکتبهای مدیریت راهبردی به صورت مختصر بررسی کند و در نهایت مدیریت راهبردی را از منظر مکتب شناختی مورد بررس قرار داده است. روش ارزیابی و نقد این اثر، استنادی - تحلیلی و مطابق با الگوی پیشنهادی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی در چارچوب معرفی کلی، شکلی و محتوای اثر میباشد. کیفیت شکلی اثر خوب بوده و به طور کلی قواعـد عمومی نگارش حدالامکان رعایت شده است. با این حال؛ برخی موارد نیز در داخل کتاب نیاز به بازنگری دارد از جمله مشخص نبودن منظور نویسندگان از مدیریت راهبردی فردی و یا سازمانی که در تصویر جلد کتاب نیز نمایان است. از لحاظ محتوای ادبی نیازمند بازنگری میباشد. مطالب به دلیل حجم کم کتاب، به طور کامل بیان نشده است از نقاط قوت اثر روان بودن مطالب، نظم منطقی و انسجام درون هر فصل کتاب، عدم وجود غلط املایی در متن، میباشد.