نگاهی تاریخی نقادانه به برنامۀ درسی رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از جهت انطباق با نیازهای جامعه و اشتغالپذیری
نویسندگان
1 استادیار، زبان وادبیات فارسی، پژوهشکدة تحقیق و توسعة علوم انسانی (سمت)، تهران ، ایران.
doi
10.30487/rwab.2025.2048625.1634چکیده
در این مقاله، برنامههای درسی رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از جهت انطباق با نیازهای جامعه و اشتغالپذیری، طی یکصدسال اخیر، بررسی شد. این بررسی با نخستین برنامۀ این رشته در دارالمعلمین مرکزی (1297خورشیدی) آغاز و با آخرین تغییرات آن (سالهای آغازین 1390 خورشیدی) پایان مییابد. با توجه به مسئلۀ پژوهش و فرضیۀ آن، روش تحقیق تاریخی انتخاب شد. نتایج نشان داد که برنامۀ این رشته در آغاز خصیصهای مأموریتمحور (تربیت آموزگار و دبیر) داشت و در مؤسسههای دالمعلمین مرکزی، دارالمعلمین عالی و دانشسرای عالی با موفقیت اجرا میشد. دانشسرای عالی و استادان برجستۀ آن در سال 1317 به دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران پیوست و برنامۀ رشتۀ ادبیات نیز بیکموکاست در این دانشکده اجرا شد. این برنامه بر اساس نیاز به پرورش آموزگار و دبیر در مدرسههای ایران تهیه شده بود و گرایش به متنخوانی و زبان عربی در آن مسلط بود. بررسی ما نشان داد که موفقیت این برنامه در جهت مأموریت آن و برجسته بودن استادانی که در تهیه و تدریس آن طی سالها نقش داشتند، بهاندازهای بوده که موجب ممانعت از تغییراتی اساسی و مطابق ضرورتهای جامعه در آن شده است. با مشخص شدن این مانع تاریخی، تغییراتی اساسی، بهویژه از مقطع کارشناسی برای این رشته، درجهت نیازهای جامعه و اشتغالپذیری، پیشنهاد شده است.