جایگاه نقد منابع در کتابهای تاریخ سازمان سمت: ارائۀ یک پیشنهاد
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه مطالعات تاریخی، پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران.
doi
10.30487/rwab.2023.561381.1529چکیده
مؤلفههای نظام آموزش دانشگاهی را میتوان به دانشجو، استاد، ساختارهای آموزشی و محتوای آموزشی تقسیم کرد. در این میان کتابهای درسی دانشگاهی بهعنوان یکی از مهمتر اجزای محتوای آموزشی بهدلیل ایفای نقش واسط بین استاد و دانشجو از جایگاه ویژهای در آموزش برخوردارند. این پژوهش با توجه به اهمیت کتابهای درسی دانشگاهی در انتقال دانش در تمام اجزایش (دادهها، نظریهها، روششناسی، روش) با استفاده از روش تحلیل محتوا بهدنبال بررسی و تحلیل کتابهای درسیِ دانشگاهیِ رشتۀ تاریخ از حیث التفاتشان به نقد منابع براساس روششناسی نقد تاریخی منابع است. از آنجا که سازمان سمت متولی اصلی تدوین و انتشار کتابهای درسی دانشگاهی است، کتابهای منتشرشده از سوی این سازمان بهعنوان منابع درسی دانشگاهی رشتۀ تاریخ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که از بین 38 عنوان کتاب مرتبط با سرفصلهای درسی تنها در 10 عنوان کتاب، فصل یا قسمتی برای معرفی و نقد منابع تاریخی اختصاص داده شده است. در بین کتابها و صفحاتی که به معرفی و نقد منابع پرداختهاند، تنها دو کتاب به مبحث نقد منابع ورود کرده و بقیه صرفاً به معرفی منابع بسنده کردهاند. به همین دلیل بهنظر میرسد در تألیف کتابهای درسی تاریخ التفات چندانی به نقد منابع نشده است و این امر میتواند بر مهارتهای تفکر انتقادی و برخورد پرسشگرانه و فعال دانشجو با منابع تاریخی تأثیری منفی داشته باشد. لذا پیشنهاد میشود در تألیف کتابهای درسی تاریخ، فصلی برای نقد منابع براساس نقد تاریخی در کنار نقد برخی از روایتهای تاریخی اختصاص یابد.