ارزیابی توان دگرآسیبی گونههای ماشک (Vicia spp.) به منظور مدیریت گل جالیز (Orobanche aegyptiaca) در آفتابگردان (Helianthus annuus L.)
نویسندگان
doi
10.22034/saps.2025.61816.3227چکیده
مقدمه و اهداف : گل جالیز ( Orobanche aegyptiaca ) یکی از خطرناک ترین علفهای هرز انگلی در تولید آفتابگردان است و باعث کاهش شدید عملکرد در بسیاری از مناطق کشت آفتابگردان میشود. برای کاهش وابستگی به روشهای کنترل شیمیایی، رویکردهای پایدار و سازگار با محیط زیست مورد نیاز است. گیاهان پوششی آللوپاتیک و مالچهای زنده، به ویژه گونههای ماشک، ممکن است از طریق رقابت و آزادسازی ترکیبات بازدارنده، استقرار و توسعه گل جالیز را مهار کنند. بنابراین، این مطالعه به منظور ارزیابی پتانسیل آللوپاتی گونههای مختلف ماشک و بقایای آنها برای مدیریت گل جالیز در آفتابگردان و تعیین پاسخ ارقام مختلف آفتابگردان به این شیوههای مدیریتی انجام شد. مواد و روشها : این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل ارقام آفتابگردان شامل یک توده بومی (ابلق سفید) و رقم آذرگل، و تیمارهای مدیریت گل جالیز شامل مالچ زنده ماشک گلخوشهای ( Vicia villosa Roth)، ماشک سفید ( Vicia pannonica Crantz) و ماشک مراغهای ( Vicia villosa subsp. varia (Host) Corb) و همچنین بقایای ماشک گلخوشهای که به عنوان مالچ مرده با مقادیر یک، دو و سه کیلوگرم در متر مربع استفاده شدند، بودند. تراکم گل جالیز، وزن خشک و عملکرد دانه آفتابگردان برای ارزیابی اثرات تیمارها اندازهگیری شد. یافتهها : تفاوتهای معنیداری بین تیمارها از نظر کنترل گل جالیز و عملکرد آفتابگردان مشاهده شد. کمترین تراکم گل جالیز (78/0 بوته در متر مربع) و وزن خشک (46/1 گرم در متر مربع) در کرتهایی که ماشک گلخوشهای با رقم آذرگل کشت مخلوط داشتند، به دست آمد که نشاندهنده اثرات سرکوبگرانه قوی مالچ زنده ماشک گلخوشهای بر استقرار گل جالیز است. در مقایسه با تیمار شاهد، عملکرد دانه آفتابگردان تحت مالچ زنده ماشک گلخوشهای، ماشک سفید و ماشک مراغه به ترتیب 33/5٪، 01/14٪ و 45/27٪ کاهش یافت. اگرچه مالچهای زنده تا حدودی به دلیل رقابت بین گونهای عملکرد را کاهش دادند، ماشک گلخوشهای کمترین تأثیر منفی را بر بهرهوری آفتابگردان نشان داد و در عین حال بیشترین سرکوب گل جالیز را فراهم کرد. در مقابل، استفاده از بقایای ماشک گلخوشهای به عنوان مالچ مرده باعث کاهش قابل توجه عملکرد دانه، به ویژه با نرخ یک کیلوگرم در متر مربع، شد، به طوری که عملکرد در رقم آذرگل ۷۱.۹۲ درصد و در رقم ابلق سفید 36/70درصد در مقایسه با شاهدهای مربوطه کاهش یافت. در بیشتر تیمارها، توده بومی حساسیت بیشتری به آلودگی گل جالیز نسبت به رقم آذرگل نشان داد. نتیجهگیری : یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مالچ زنده ماشک گلخوشهای میتواند به طور مؤثر هجوم گل جالیز را در آفتابگردان سرکوب کند و میتواند به عنوان یک جزء پایدار زیستمحیطی از برنامههای مدیریت تلفیقی گل جالیز عمل کند. در میان تیمارهای ارزیابی شده، مالچ زنده ماشک گلخوشهای بهترین تعادل را بین سرکوب علفهای هرز و بهرهوری محصول ایجاد کرد. علاوه بر این، رقم آذرگل تحمل بیشتری نسبت به هجوم گل جالیز نسبت به گونه بومی نشان داد، که نشان میدهد کشت این رقم در مناطق به شدت آلوده ممکن است عملکرد آفتابگردان را بهبود بخشد و تلفات عملکرد را کاهش دهد. این نتایج پتانسیل تلفیق ارقام متحمل با گیاهان پوششی آللوپاتیک را برای مدیریت پایدار علفهای هرز انگلی در سیستمهای تولید آفتابگردان برجسته میکند.