نقدی بر رویکرد کهنالگویی نقد ادبی در درسنامههای فارسی
نویسندگان
1 دانشآموختهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.30487/rwab.2023.562779.1532چکیده
با اینکه رویکرد کهنالگویی نقد ادبی بهتنهایی میتواند مبنای نقد و تحلیل متون ادبی هنری قرار گیرد، اما در درسنامههای فارسی نقد ادبی، همواره در حاشیة نقد اسطورهای قرار گرفته است و بیشتر درسنامهها در آموزش آن ناتوان بودهاند. این مقاله به نقد و بررسی فصل رویکرد اسطورهایکهنالگویی مهمترین درسنامههای نقد و نظریة ادبی که در رشتة ادبیات فارسی دانشگاههای گوناگون ایرانی تدریس میشوند، پرداخته است؛ یعنی نقد ادبیِ عبدالحسین زرینکوب، دربارۀ نقد ادبیِ عبدالحسین فرزاد، نقد ادبیِ سیروس شمیسا، مبانی و روشهای نقد ادبیِ نصرالله امامی، نقد ادبی: نظریههای ادبی و کاربرد آنها در ادبیات فارسیِ علی تسلیمی و نظریه و نقد ادبی: درسنامهای میانرشتهایِ حسین پاینده. جز کتاب حسین پاینده که درسنامهای آموزشیکاربردی برای دانشجویان و نوپژوهندگان نقد کهنالگویی است، سایر آثار نارساییها و معایبی در زمینة نقد کهنالگویی دارند که مانع از آن است که منبع اصلی آموزش این رویکرد نقد ادبی باشند؛ ازجمله در سایۀ قرار گرفتن نقد کهنالگویی، خلاصه کردن آن در نظریات یونگ و فرای، ناروشمند بودن و عدم آموزش روشهای نقد اسطورهایکهنالگویی، گزارههای علمی نادرست، تخلیط مفاهیم روانکاوی فرویدی و روانشناسی تحلیلی یونگ، عدم وجود نقد عملی در برخی از درسنامهها، گزینش نمونههایی ناکارآمد برای آموزش نقد اسطورهایکهنالگویی، تحلیلهای نادرست از برخی متون ادبی و تحمیل مفاهیم و نمادها بر متون نقدشده.