نقد و تحلیلی بر کتاب «سکه های مسی ایران، فلوس دوره های صفوی تا قاجار»

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار ،گروه تاریخ ، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30487/rwab.2023.1975448.1537
چکیده

سکه‏ شناسی به‌عنوان دانش شناخت، بررسی و تبیین ویژگی‏ های شکلی و ماهوی نقود ملموس، از علوم جدیدی است که طی دهه ها‏ی اخیر، مورد توجه ویژۀ پژوهشگران ایرانی قرار گرفته و از این رهگذر، آثار برجسته‏ای در باب معرفی مسکوکات تاریخی کشور نگارش یافته است. در این میان، کتاب‏های تألیف‏ شده دربارۀ سکه ‏های مضروب از دورۀ صفوی به بعد، متنوع ‏تر هستند. بی ‏شک یکی از مهم‏ترین آثار مزبور، کتابی با عنوان سکه‏ های مسی ایران، فلوس دوره‏های صفوی تا قاجار است که در سال ۱۳۹۱ش به قلم بهرام علاءالدینی نگارش شده است. نگارندگان این پژوهش درصدد هستند که با رویکرد توصیفی­ تحلیلی، جوانب علمی و تحقیقاتیِ اثر مذکور را بررسی کنند تا به این پرسش اصلی پاسخ دهند که مهم‏ترین خصوصیات مثبت و منفی این کتاب، شامل چه مواردی است؟ یافته ‏های این مقاله نشان می‏دهد که بهرام علاءالدینی به واسطۀ برخورداری از تجربیاتی چندین ‏ساله در سکه ‏شناسی، موفق به نگارش کتابی مرجع دربارۀ مسکوکات مسین چکشی ایران طی دورۀ تاریخیِ معاصر شده که از امتیازاتش، معرفی فلوس‏های متنوعِ مضروب در تقریباً پنجاه مورد از دارالضرب‏های ایران، درج اوزان دقیق مسکوکات و تلاش متعهدانۀ نویسنده در راستای خوانش صحیح مندرجات آن‏هاست. با این حال، بی‏ اعتنایی علاءالدینی به امر ضروری ارجاع ‏دهی علمی، عدم ‏معرفی سکه‏ های مسین برخی از شهرهای جنوبی کشور همچون «کنگان» و «لنگه» و نهایتاً اتکای بیش از حد نویسنده به مجموعۀ شخصی خود و غفلت او از منابع معتبری مانند کتاب‏های «انتشارات کراوس» و گنجینه‏ های «انجمن سکه‏ شناسی آمریکا» و «موزۀ آشمولین» دانشگاه آکسفورد، اصلی‏ترین نقیصه ‏های اثر وی هستند.