تحلیل بازنمایی «نقاشی انقلاب» در کتابهای دانشگاهی با رویکرد تاریخ فرهنگی (نمونۀ موردی: کتاب تاریخ نقاشی ایران از آغاز تا عصر حاضر؛ سازمان سمت)
نویسندگان
1 دانشجو دکترا، تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 استادیار گروه هنر اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.30487/rwab.2022.548264.1499چکیده
«نقّاشی» از هنرهای فعّال در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، واجد ابعادی است که بخشی از هویت «هنر انقلاب» را شکل میدهد. از سویی «هنر انقلابی» گونهای زیباییشناسی بصری نیز هست که با مفاهیم برآمده از ایدئولوژی انقلابی درهم تنیده شده. بنابراین اینکه چگونه تاریخِ شکلگیری، تداوم و تحول هنر انقلاب روایت شود، قلمرو پژوهشی است که برای شناخت و تبیین تاریخ فکری و فرهنگی ایران در نسبت با ایدئولوژی انقلاب و تاریخِ آن اهمیت مییابد. از آنجا که کتاب های درسی در آموزش عالی یکی از موقعیتهای روایت تاریخ هنر انقلاباند و یکی از اهدافشان، انتقال دانش و یاددهی فهم انتقادی معرفی میشود، این پرسش مطرح است که «تاریخ نقّاشی انقلاب اسلامی ایران» چگونه در کتابهای درسی بازنمایی و روایت شده است؟ رویکرد «تاریخ فرهنگی» که اساس آن بر واسازی متن تاریخی و برساخت روایی تاریخ برای بازیابی مواضع فرهنگی مؤلفان دربارۀ گذشته است، پاسخگویی به این پرسش را ممکن می سازد. نتایج بهدست آمده از مطالعه بر نمونۀ موردی: کتاب تاریخ نقّاشی ایران از آغاز تا عصر حاضر نوشتۀ مرتضی گودرزی (دیباج) در سازمان سمت، نشان میدهد مؤلف در پرداختن به خاستگاه، اصول، مبانی نظری، زبان، سبک و فرم در نقاشی انقلاب به روایت زمانمند، مستند، مستدل، مبتنیبر ارکان تاریخی دست نزده و بر روایت استحاله یا رویبرگرداندن عمدۀ نقاشان انقلاب از نقاشی انقلاب تأکید میکند. چه آنکه با قرارگرفتنِ پشت نقلقولهای مکرر، به الگوی «مؤلف پنهان یا پشت سایهها» نزدیک شده است.