بررسی وضعیت نگرش شناختی، عاطفی و عملکردی دانشجویان به دروس معارف اسلامی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل)

نویسندگان

1 . اسـتادیارگروه معـارف اسـلامـی‌ـ علوم سیاسی، دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، بابل، ایران

2 استادیار گـروه معـارف اسـلامی ـ شیعه‌شناسی دانشگاه مازندران، دانشکدۀ الهیـات و معـارف اسـلامی، بابـلسر، ایـران.

doi
10.30487/rwab.2021.527180.1437
چکیده

بازتعریف درس‌های معارف اسلامی دانشگاه‏ها، برای هر چه کارآمدتر کردن آن‏ها برای پاسخ‏گویی به نیازهای نسل نو ضروری است و پژوهش حاضر با هدف  تقویت فرایند علمی سیاست‏گذاری درس‌های معارف اسلامی در چشم‏انداز آینده انجام پذیرفته است. مطالعۀ حاضر بر آن است تا با بررسی وضعیت نگرش دانشجویان نسبت‌به درس‌های معارف اسلامی در سه حیطۀ شناختی، عاطفی و عملکردی، مشخص کند که به چه میزان، در تعالی‌بخشی به باورهای اعتقادی دانشجویان توفیق داشته‌اند؟ روش پژوهش، توصیفی ـ پیمایشی با رویکرد کاربردی است. بنابراین از میان تمام دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ورودی 1395 و ماقبل آن که حداقل 8 واحد را گذرانده بودند، براساس حجم نمونۀ کوکران 319 دانشجو به روش نمونه‏گیری تصادفی، برای نمونه پژوهش انتخاب شدند.  ابزار جمع‏آوری داده‏ها پرسش‌نامه‌ای  بود که روایی آن، قبلاً موردتأیید چند تن از استادان صاحب‏نظر در این زمینه قرار گرفته است.  مقدار ضریب آلفای کرونباخ در بررسی پایایی کل پرسش‏نامه 908/0 بوده است.  داده‏های حاصل نیز با استفاده از شاخص‏های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم‌افزار اس.پی.اس.اس. نسخۀ 24 تحلیل شدند.  یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که در ارائۀ درس‌های معارف اسلامی الزامی است رویکردی انتخاب شود که هم به عقل، هم به عاطفه و هم به رفتار دانشجویان توجه شود.