بررسی نسبت اسلام و مدرنیته در اندیشه سیاسی محمد نخشب
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای اندیشه سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
2 کارشناس ارشد علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی(ره)
3 استاد تمام علوم سیاسی و عضو هیئت علمی گروه حقوق وعلوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
doi
10.30465/hcs.2017.3088چکیده
چکیده: محمد نخشب (1355-1302)، بنیانگذار نهضت خداپرستان سوسیالیست در زمره نخستین نمایندگان جریان نواندیشی دینی در ایران محسوب میشود که با طرح مجموعهای از دیدگاهها و نقطهنظرات انتقادی در زمینه دین و تجدد در دهه30 شمسی، نقشی تاثیرگذار در گسترش اندیشهها و مفاهیم نوین سیاسی و بازسازی اندیشه دینی در فضای روشنفکری و سپهرعمومی جامعه ایران ایفا نمود. این نوشتار بر آن است تا با سود جستن از الگوی ارکان سهگانه اسلام و سبدهای تعاملات ششگانه به عنوان چارچوب نظری و بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی، نسبت دین و مدرنیته در اندیشه سیاسی نخشب را مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. جستار حاضر نشان داده است که سهم عمده نخشب و نهضت خداپرستان سوسیالیست در دهههای 20 و30 شمسی عبارت بود از برساختن منظومهای تلفیقی از اسلام و سوسیالیسم که از یک سو بر اتخاذ بینش و رویکردی انتقادی نسبت به مکتبهای سیاسی غربی و تلاش برای عرضه روایتی منقح و پیراسته از سوسیالیسم و مدرنیته مبتنی بود و از سوی دیگر بر نوسازی فرهنگی و احیای هویت دینی از طریق معرفی و بازسازی اسلام بهمنزله یک جهانبینی و ایدئولوژی کارآمد در خدمت مبارزه سیاسی و اجتماعی استوار بود.