مطالعة قابلیتهای هنرهای جوامع محلی بر مبنای رویکرد آموزش هنر جامعهمحور (مطالعة موردی: عروسکهای بازیچه، آیینی و نمایشی)
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)، دانشکده مدیریت، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه الزهرا، دانشکدة هنر، گروه هنر، تهران، ایران
3 استاد، دانـشگاه الزهـرا، دانشکدة هنر، گروه هنر، تهران، ایران
doi
10.30487/rwab.2020.115619.1366چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مختلف قابلیتهای هنرهای جوامع محلی، بهویژه عروسکهای بازیچه، و آیینی و نمایشی، برای طراحی و اجرای برنامههای «آموزش هنر مبتنی بر جامعه» است. روش آن، کیفی از نوع اکتشافی و با رویکرد پدیدارشناسانه و جامعة پژوهش آن، مربیان، هنرمندان و پژوهشگران فعال حوزة هنرهای بومی، بهویژه عروسکها، و مشغول به آموزش در جوامع محلی است. روش نمونهگیری، هدفمند متجانس بود که با 9 نفر به حد اشباع نظری دادهها رسید. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبة نیمهساختاریافته بود. اعتبار اطلاعات گردآوری شده با معیار ارزیابی لینکن و گوبا (1985) و روش دنزین (1978) و پاتون (1999) تأیید شد. روش تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش هفت مرحلهای کولایزی (1978) صورت گرفت. براساس یافتههای پژوهش قابلیتهای عروسکها در دو سطح اصلی: «درونساختی» و «برونساختی»؛ چهار سطح میانی: «فرمی»، «محتوایی»، «کاربردی» و «کارکردی»؛ و سیزده مضمون خُرد: «مکانمندی»، «زمانمندی»، «نمایشگری»، «زیباییشناسی چندبعدی»، «آیینمندی»، «بازشناسی هویتی»، «روایتمندی/ روایتگری»، «اقتضای مکانی»، «خیر عام اجتماعی»، «وجه مشارکتی»، «تفسیری»، «بازشناسی هویتی» و «روابط متقابل یادگیری و جامعه» انتزاعیافته است.