تبیین مدل آموزش هنر از طریق پژوهش در دستساخته ها مبتنی بر ادغام رویکردهای آموزشی؛ مطالعۀ موردی دستدوختهها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه الزهرا
2 گروه هنر،دانشگاه الزهرا، دانشکده هنر
doi
چکیده
از مهمترین چالشها در آموزش هنر معاصر، ابداع و طرحریزی برنامههایی است که بتواند در مسیرهای جذاب، خلاقانه و در عین حال ساختارمند، دانش آموزان را در مقاطع آموزشی مختلف، بهویژه دورههای متوسطه، در کشف معانی آثار، ایدههای پیچیده و درهم تنیده با باورها و عقاید مبدعان آنها یاری رساند و علاوه بر گفتمان های مبتنی بر هنرهای زیبا و منحصر به فرهنگهای خاص، اشکال هنری از فرهنگ و هنر بومی، قومی و ملی هر کشور را ذیل خود جای دهد. نوشتار حاضر با هدف بهرهمندی از مؤلفههای رویکردهای «آموزش مبتنی بر رشته های هنر» (DBAE) و «فعالیت هنری پژوهشمحور» (APR)، به ارائة طرح درس ترکیبی، با تمرکز بر دستدوخته های ایرانی پرداخته است. پرسش اصلی که این پژوهش با روشی توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی مقایسهای به آن پاسخ میدهد این است که فلسفۀ ادغام رویکردهای آموزش هنر در راستای پژوهش در دست ساختهها چیست و چگونه میتوان ساختار آموزشی را بر این مبنا تدوین کرد.نتایج این پژوهش نشان می دهد که رویکردهای ادغامی در آموزش و پژوهشِ دست ساخته ها، نه تنها میتواند دانش آموزان را بر جنبههای شکلگرایانۀ آثار متمرکز کند؛ بلکه آنان را به کشف ایدهها، باورها و عقاید تنیده با آثار بومی و فولکلور ترغیب نماید. به علاوه، دانشآموزان با رمزگشایی و کاوش در این آثار، قادر به خلق دوباره (نه مشابه) و رمزگذاری مفاهیم بر مبنای اندیشه های خود خواهند شد.