تأملی بر کتاب درآمدی به نظام حکمت متعالیه (جلد سوم): انسان‌شناسی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه حکیم سبزواری

doi
چکیده

کاربرد ادبیات رایج و زبان ساده در قلمرو علوم اسلامی به ‌ویژه فلسفۀ اسلامی به منظور تفسیر و تحلیل کارآمد و ثمربخش، نادر و بدون فراوانی پیشینه است. در این زمینه آثار غنی با تحلیل فربه و متناسب نیز کمتر مشاهده می‌شود. در هر دوره اگرچه نمونه‌هایی اندک می‌توان یافت، اما فکر فلسفی همچنان در جایگاه غریب خود قرار دارد. قلم توانمند استاد عبودیت این شهامت را به خود دیده که در این مسیر دشوار گام بردارد و مسیر ناهموار اندیشه فلسفی و ناهموارتر معرفت نفس را برای علاقه‌مندان ژرف‌اندیش تا حدود بسیاری رام سازد. نکات بدیع و تحلیل‌های ارزنده و عمیق در این اثر، بسیار و امتیازاتش چشمگیر و خرسندکننده است. با همۀ این ویژگی‌های مثبت، کاستی‌های چندی هم انگشت اشارت به نقاط اوج رام‌نشدنی در حکمت متعالیه دارد که اثبات می‌کند مدام باید توسن اندیشه را به تکاپو واداشت و از مدد سایر متفکران اگرچه از طریق بیان کاستی‌ها، بی‌بهره نماند. به این منظور چندین مورد از این کاستی‌ها، در این نوشتار گوشزد می‌گردد، مهم‌تر از همه توجه نکردن به آموزۀ «حقیقت و رقیقت» برای پردازش مباحث پیچیدۀ معرفت نفس، مانند بیان «مراتب نفس»، «حدوث و قدم نفس»، آموزۀ «جسمانیت الحدوث و روحانیت ‌البقا»، «اتحاد نفس با قوا و با عقل فعال» می‌باشد. امید است تأمل نگارندۀ محقق و اندیشمند مدقق در این اثر، به تکمیل آن بینجامد و نوآوری در حکمت متعالیه، برجسته گردد.