گفتمان بینافرهنگی در کتاب فارسی در کاربرد
نویسندگان
1 استادیار مرکز تحقیق و توسعۀ علوم انسانی «سمت»
doi
چکیده
این مقاله با بررسی یکی از کتابهای آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، به اهمیت چگونگی بازنمون مؤلفههای فرهنگی در تقویت توانش گفتمان بینافرهنگی پرداخته است. کتاب فارسی در کاربرد: کتاب درسی مقدماتی زبان و فرهنگ، نوشتة آنوشا صدیقی برای فارسیآموزان خارج از ایران به عنوان منبع درسی آموزش زبان فارسی به عنوان زبان خارجی تألیف شده است و به صورت دو زبانه هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم آموزش فرهنگ در کنار زبان را هدف اصلی درنظر گرفته است. در مطالعة حاضر با استفاده از انگارة ریزاگر (1991) برای تحلیل فرهنگ در کتابهای درسی آموزش زبان، مؤلفههای فرهنگی خرد و کلان، مسائل بینافرهنگی و دیدگاه مؤلف، و با هدفگذاری تقویت مهارت گفتمان بینافرهنگی در این کتاب بررسی شد. نتایج بررسی نشان داد که مؤلف تلاش نموده است هم در ابعاد فرهنگ رویین، مانند ادبیات، هنر، موسیقی، تاریخ، و هم در ابعاد فرهنگ زیرین، مانند رفتار، نگرش، باور و تعاملات روزآمد، نکاتی را در محتوا بگنجاند، اما این نکات محتوایی نگاهی همه جانبه و جامع را در اختیار زبانآموز قرار نمیدهد. کتاب به ویژه در حوزة فرهنگ روزآمد و نگرشهای اجتماعی دچار نوعی «انجماد» و نادیدهانگاری شده است، به گونهای که نسبت بازنمون مؤلفههای فرهنگی پیش و پس از انقلاب 89 درصد به 11 درصد محاسبه شد. نتیجه آنکه این کتاب نمیتواند منبع جامع و کاملی برای تقویت گفتمان بینافرهنگی برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان خارج از ایران تلقی شود.