تحلیل تاریخ تطور جریان روایت ذهنی: الگویی عملی و پیشنهادی روش‌شناختی برای درس «جریان‎شناسی نثر معاصر فارسی»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی «سمت»

doi
چکیده

چکیده یکی از آسیب‎های اساسی منابع درسی برای دروس «ادبیات معاصر نثر» و «ادبیات داستانی» در دانشگاه‎های ایران، کلی‎گویی و ناروشمندی است. در این کتاب‎ها معمولاً به تاریخ توصیفی آثار داستانی و معرفی نویسندگان آن‌ها می‌پردازند و تقسیم‎بندی‎ها بر اساس ادوار تاریخی است. کمتر پیش آمده است که مؤلفان این منابع درسی به جریان‎شناسی آثار داستانی پرداخته باشند و معمولاً بر اساس ژانرهای روایی یا طبقه‎بندی‎های موضوعی یا رویکردهای مکتب‎شناسانه، سیر تحول و تطوّر متون نثر معاصر و متون داستانی را بررسی نکرده‎اند؛ بدین سبب بیشتر دانشجویانی که دروس مذکور را می‎گذرانند، در نهایت، حجم انبوهی از اطلاعات و داده‎های پراکنده و غیرهدفمند را به یاد می‌سپارند بی‎آنکه به نگاهی ساختاری و تحلیلی روشمند و هدفمند دست یافته باشند. حال که عنوان درسی «جریان شناسی نثر معاصر» تصویب شده است بازنگری روشمند این حوزۀ مطالعاتی ضرورت دارد. با چنین دغدغه‎ای، در مقالۀ حاضر به بررسی تاریخی ـ تحلیلی یکی از جریان‎های عمدۀ نثر فارسی در داستان معاصر، با عنوان «روایت ذهنی» پرداخته‎ و کوشیده‎ایم در گام نخست به چهارچوبی نظری از روایت ذهنی دست یابیم که هم‌زمان دو حوزۀ زیبایی‎شناختی و معرفت‎شناختی را دربر گیرد و از مطالعات فرمالیستی رایج فاصله داشته باشد؛ در گام بعدی، زمینه‎های اجتماعیِ پیدایش این ژانر روایی را در غرب و متأثر از گفتمان‎های غالب فکری و علمی آنجا نشان دهیم؛ در ادامه، شرایط پیدایش روایت ذهنی در ایران را بررسی و در نهایت، نقطه‎های آغاز و تاریخ تطوّر و تکامل آن را در آثار نویسندگان ایرانی تحلیل می‌کنیم. هدف از این مقاله، عرضۀ الگویی عملی برای مؤلفان درس‌نامة «جریان‎شناسی نثر معاصر فارسی» است تا در بررسی دیگر جریان‎های نثر سه مرحلۀ مذکور را در نظر داشته باشند.