مطالعۀ تطبیقی خاصگراییهای حقوقی در قبال حقوق بینالملل: معافیتگرایی امریکایی در برابر کثرتگرایی اتحادیۀ اروپایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل، دانشگاه پیامنور تهران، تهران
2 استاد، دانشکدۀ روابط بینالملل وزارت امور خارجه، تهران
3 استادیار دانشگاه پیامنور، ایران
doi
10.22059/jplsq.2018.243163.1592چکیده
عامگرایی به معنای اجرای قواعد حقوق بینالملل به صورت یکسان بر همگان است. در مقابل، خاصگرایی بیانگر حالتی است که در آن، دولت یا موجودیت به دنبال اجرای ارزشها و هنجارهای خاص خود است، هرچند مغایر قواعد عام تلقی شود. دولت یا موجودیت خاصگرا به دنبال تعریف اسباب و شیوههایی است که بهواسطۀ آنها، در مواردی که حقوق بینالملل را مغایر منافع و ارزشهای خود یافت، بتواند از سیطرۀ حقوق بینالملل خارج شود یا آن را به سمت خود متمایل کند. اتحادیۀ اروپا و دولت ایالات متحدۀ امریکا بهمنزلۀ دو بازیگر مهم در عرصۀ بینالملل، با اتخاذ مواضع و شیوههای عمل متفاوت از قواعد عمومی، رویکرد خاصگرایانهای را در قبال حقوق بینالملل نهادینه کردهاند. امریکا و اتحادیه در رویکرد خاصگرایانۀ خود از شیوههای مشابهی بهره میبرند؛ شیوههایی همانند کاربست معیار دوگانه، استفاده از تعبیر جایگزین و یکجانبهگرایی. خاصگرایی امریکایی مبتنی بر حاکمیتگرایی و اتکا به قدرت نظامی است؛ همین مسئله منجر شده است تا ویژگی «معافیتگرایی» در رویکرد امریکایی، جایگاه ویژهای یابد. در مقابل، اتحادیۀ اروپایی با تأکید بر استقلال نظم حقوق اتحادیه و «کثرتگرایی» حقوقی، خاصگرایی هدفمند و معتدلی را از خود به نمایش گذاشته است. نوشتار حاضر با تبیین وجوه تشابه و افتراق امریکا و اتحادیۀ اروپا، ضمن رد خاصگرایی ناموجه در حقوق بینالملل، رویکرد و عملکرد اتحادیه را معتدلتر ارزیابی میکند.