افق‌های فهم تاریخی از غزنه تا ری: نگرشی بر همسانی‌ و افتراق در روش‌ها و بینش‌های تاریخ‌‌نگارانه‌ی ابوریحان بیرونی و مسکویه رازی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

بینش و روش در تاریخ­نگاری ابوریحان بیرونی و ابوعلی مسکویه­ی رازی دارای شباهت­ها و تمایزات قابل تاملی ست. این گزاره، فرضیه­ی بنیادی این پژوهش است. بر همین اساس فهم این همسانی­ها و تفاوت­ها هم در چگونگی و روش دست­یابی به حقیقت در مطالعات تاریخی نزد این دو مورخ می­تواند قابل پرسش باشد و هم در بینش تاریخی آنها. زمینه­های پژوهشی غیر یکسان، اتخاذ روش­های مبتنی بر استدلال­های عقلی در تفسیر رویدادهای تاریخی و غیره تنها بخشی از این بسترهای مقایسه می­تواند باشد. این در شرایطی­ست که به نظر می­رسد گفتمان، زمینه­های پژوهشی و تجربیات زیسته­ی این دو شخصیت بر نگرش­های تاریخی آنها تاثیرات عمیقی بر جای نهاده باشد. رویکرد تاریخ نگارانه­ی ابوعلی مسکویه با گرایشی معطوف به فهم مناسبات قدرت، رنگ سیاسی و عملی­تری به خود می­گیرد و از جانب دیگر فرهنگ در تمامی شاخه­های آن وجه غالب در مطالعات تاریخی ابوریحان را به خود اختصاص می­دهد. این پژوهش با روشی قیاسی- توصیفی- تحلیلی در صدد تبیین این دوگونه بینش در مطالعات تاریخی­ست.