نقدی بر کتابهای درسی دانشگاهی رشته علوم تربیتی در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی دانشگاه خوارزمی(تربیتمعلم تهران) و کارشناس پژوهشی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
2 کارشناس ارشد برنامهریزی درسی
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر، نقد و شناسایی قوت و ضعف کتابهای درسی دانشگاهی رشته علوم تربیتی کشور است. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتواست. جامعه آماری شامل کلیه کتب درسی علوم تربیتی در حال تدریس دانشگاههای کشور است که80 کتاب پرکاربرد به شیوة نمونهگیری هدفمند برای نمونه انتخاب شدهاند. ابزار اندازهگیری دادهها چکلیست (فرم) نقد کتب درسی دانشگاهی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی است که روایی آن از طریق روایی محتوایی و پایایی آن از طریق اجرای آن در 20 کتاب درسی و براساس آلفای کرونباخ برابر با 88/0 برآورد شده است. برای انجام نقد، هرکتاب توسط دو استاد متخصص، نقد و با تلفیق نظرات آنها، پاسخهای سؤالات به دو صورت کمّی و کیفی استخراج شده است. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش هولستی و در بخش کمّی از رویکرد «تحلیل محتوای کمّی» رایف، لیسی و فیکو استفاده شده است. براساس یافتههای پژوهش، مهمترین نقاط قوت کتابهای درسی در بخش شکلی و محتوایی، مواردی چون سلیس و قابل فهم بودن نگارش اثر، رعایت قواعد ویرایشی و نگارشی و معادلسازی مناسب و استفاده از اصطلاحات تخصصی است؛ و از مهمترین نقاط ضعف آنها در همین بخشها میتوان به داشتن غلطهای چاپی، نامناسب بودن طرح جلد، صحافی و کیفیت چاپ، و استفاده نکردن از ابزارهای علمی، و تطابق نداشتن با سرفصلهای شورایعالی برنامهریزی اشاره کرد.