فضا-زمانیت در رمان پساآخرالزمانی قلعۀ مالویل اثر روبر مرل با تأکید بر نقدجغرافیایی
نویسندگان
1 گروه زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2024.364784.2458چکیده
اهمیت فضای جغرافیایی در رمانهای پساآخرالزمان و بهویژه رمان علمی-تخیلی و پساآخرالزمانی قلعۀ مالویل اثر روبر مرل بسیار مشهود است. داستان در پی یک انفجار عظیم ناشناخته، چهرۀ آخرالزمانی فضای جغرافیایی مالویل و پیرامون آن را بازنمایی میکند. در تلاقی واقعیت و تخیل، فضای بازنماییشده بعد از «روز واقعه» به نقطۀ آغاز پیش از تمدن بشری بازمیگردد. در پژوهش حاضر، برای درک بهتر فضاهای بازنماییشده متأثر از تخیل نویسنده، به پیوستار فضا-زمانیت پرداخته میشود. این پیوستار از اصول نقدجغرافیایی برتراند وستفال میباشد و طبق آن، زمان و فضا مستقل از یکدیگر نیستند بلکه زمان بُعدی از فضا میباشد. در مطالعۀ حاضر، برای ارائه تصویر جامعتری از فضای جغرافیایی بازنماییشده، به مطالعۀ درزمانی (دیاکرونیک) لایههای متفاوت زمانی در طول زمان پرداخته میشود. انبوه خاطرات، ابزار مهم مرززدایی تخیلی، در بازنمایی فضای جغرافیایی داستان در بستر زمان هستند. بین فضا و لایههای زمان، ارتباطی پویا وجود دارد. تلاش بیوقفه، دانش و تجربۀ دنیای قبل از «روز واقعه» برای بازسازی فضا و گذار از ویرانشهر پساآخرالزمان به آرمانشهر نشانگر اندیشۀ مسئولیتپذیری ساکنان مالویل است.