اثربخشی روانتحلیلگری با رویکرد پویایی- ارتباط بر افکار خودکشی و خودانگاره نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
نویسندگان
doi
10.22038/mjms.2024.26379چکیده
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی از آن دسته اختلالاتی است که روند زندگی عادی مبتلایان را دچار آسیب نموده و آنان را با افکار خودکشی مواجه میسازد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روانتحلیلگری با رویکرد پویایی- ارتباط بر افکار خودکشی و خودانگاره نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و رواندرمانی شهر تهران در طی 6 ماهه دوم در سال 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 32 نوجوان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایدهی شدند (16 نفر در گروه آزمایش و 16 نفر در گروه گواه). افراد حاضر در گروه آزمایش روانتحلیلگری با رویکرد پویایی- ارتباط را طی هشت هفته در شانزده جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه افکار خودکشی ( STQ )، پرسشنامه خودانگاره ( SCQ ) و پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی ( BPDQ ) استفاده شد. دادههای با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد که روانتحلیلگری با رویکرد پویایی- ارتباط بر افکار خودکشی (0001/0> P ) و خودانگاره (0001/0> P ) نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تأثیر معنادار دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان چنین نتیجه گرفت که روانتحلیلگری با رویکرد پویایی- ارتباط با متمرکز شدن دقیق و کامل روی عواطف بیمار، استفاده از اظهارات همدلانه، انعکاس کلمات بیمار، تمرکز کردن روی تجربه مملو از عاطفه، کاوش نشانههای جسمی درونی، بازتعریف خود و پذیرش تجربه میتواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش افکار خودکشی و بهبود خودانگاره نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مورد استفاده قرار گیرد.