ریشه‌یابی گفتمان پهلوی یکم در آرای متجددین عصر مشروطه

نویسندگان

1 کارشناس ارشد علوم سیاسی، دانشگاه تبریز (نویسندۀ مسئول)

2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه تبریز

doi
چکیده

این نوشتار به دنبال نمایاندن ریشه‌‌‌های گفتمان رضاشاه، به‌‌‌ویژه در سال‌‌‌های 1300 تا 1305، در اندیشۀ تجددگرایان عصر مشروطه است. از دید نویسندگان، غرب‌‌‌گرایی، سکولاریسم، گرایش به دولت قوی و ناسیونالیسم برجسته‎ترین بسترهای همسان میان گفتمان متجددین (از پیش از انقلاب تا روی‎کار‎آمدن پهلوی یکم) و گفتمان رضاشاه می‌باشد. اقدامات این متجددین زمینه‌‌‌های نخبگی و اجتماعی را برای پذیرش گفتمان پهلوی یکم فراهم‎آورد. گفتمانِ رضاشاه امری بی‎ریشه و ناگهانی نبوده، بلکه دارای بستر‎هایی ژرف در پهنۀ اجتماعی و به‎ویژه نخبگی جامعۀ عصر مشروطه بوده‎است. فروافتادن انقلاب مشروطه در دامان اقتدارگرایی و خودکامگی، دلایلی چند دارد که این نوشتار رسالتِ یافتن ریشه‎های اندیشگی آن را با استوارسازی داده‎هایش بر انگاره‎های تجددگرایان این عصر برعهده دارد. در این برداشت، گفتمان رضاشاه فرآوردۀ آمیزش گفتمان سلطنت مطلقۀ سنّتی ایران و اندیشۀ تجددگرای عصر مشروطه بوده که درپی دوره‎ای از ناامنی و سرخوردگی، به گونه‌‌‌ای مدرن اما اقتدارگرایانه نمود یافته‎است.