استدلالهای مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد جامعهشناسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
در مقالۀ پیش رو، برای بررسی استدلالهای مخالفان اصلاحات در بازة زمانی 1267-1264 ق یعنی اصلاحات میرزا تقیخان امیرکبیر، با بهرهگیری از رویکردِ انتخاب عقلانی بهمثابۀ یکی از نظریههای عمومی جامعهشناسی تاریخی، به روایت علّی استدلالهای مخالفان در قالبِ چهار گروهِ روحانیان، درباریان، دیوانیان و زنان حرمسرا پرداختهایم. نظریۀ انتخاب عقلانی، که در آن فرد (در اینجا مخالفان اصلاحات) عامل علّی و عقلانیتِ ابزاریِ بهکار گرفتهشده توسط آنان (که در اینجا مخالفت آنان با اقداماتِ اصلاحی را در پی دارد) سازوکار علّی است، امکان ارزیابیِ رویۀ «عقلانیِ» انتخابِ این مخالفان برای مخالفتشان با اقداماتِ اصلاحی را فراهم میآورد. پس از بررسی استدلالهای هر یک از این چهار گروه مخالفِ اصلاحات (با حذف روحانیان بر اساس روش تطبیقی جان استوارت میل)، استدلالهای مشترک که با تکیه بر روشهای «توافق» و «تغییرات متقارن» میل، در میانِ گروههای استدلالکننده بهدست میآیند، عبارتاند از: «بیتوجهی به جایگاه طبقاتی مخالف»، «رعایتنکردن حقوق مردم» و «کوتاهشدن دست وارثان قدرت از قدرت». این استدلالها نشان میدهد مخالفان امیرکبیر در بیان مخالفت با اصلاحاتِ او، نه بر منافع کلان که بر منافع فردی یا طبقاتی بیشتر تأکید داشتهاند.