تدوین مدل رضایت از زندگی بر اساس انواع هوش با میانجی گری سلامت روان در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن
نویسندگان
doi
10.22038/mjms.2021.19849چکیده
مقدمه مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین انواع هوش (هوش عمومی، هوش هیجانی، هوش موفق، هوش معنوی، هوش اخلاقی و هوش فرهنگی) و رضایت از زندگی با میانجی گری سلامت روان در دانشجویان انجام شد. روش کار روش مطالعه حاضر همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد تنکابن در سال تحصیلی 1398-1399 به تعداد 4416 نفر بودند. نمونه این پژوهش شامل 200 نفر از جامعه مذکور بود که با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی و در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، آزمون هوشی عمومی نابسته به فرهنگ کتل (1949)، آزمون هوش هیجانی بار-آن (1997)، پرسشنامه هوش موفق استرنبرگ و گریگورنکو (2000)، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2009)، پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2005)، پرسشنامه هوش فرهنگی ارلی و آنگ (2003) و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (1979) بود. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد اثر مستقیم سلامت روان بر رضایت از زندگی معنادار 69/0 و معنادار است (05/0>p). اثر مستقیم هوش بر رضایت از زندگی 37/0 و معنادار است (05/0>p). همچنین، بین هوش عمومی با سلامت روان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p). نتیجه گیری نتیجه این مطالعه نشان داد سلامت روان در رابطه بین هوش و رضایت از زندگی دانشجویان نقش میانجی دارد و بر این اساس، پیشنهاد می شود در محیط های آموزشی شرایطی فراهم شود تا دروس و زمینه های آموزشی پیرامون پرورش انواع هوش صورت گیرد تا موجب سلامت روان و رضایت از زندگی بیشتر در دانشجویان شود.