اثربخشی ایماگوتراپی بر کمالگرایی و نگرشهای ناکارآمد زنان دارای تعارض زناشویی با طرحوارههای ناسازگار اولیه
نویسندگان
doi
10.22038/mjms.2021.18865چکیده
مقدمه و هدف: طرحوارههای ناسازگار اولیه میتواند افراد را با آسیبهای مختلف روانشناختی، اجتماعی، ارتباطی، هیجانی و زناشویی مواجه سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ایماگوتراپی بر کمالگرایی و نگرشهای ناکارآمد زنان دارای تعارض زناشویی با طرحوارههای ناسازگار اولیه انجام گرفت. مواد و روشها: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان دارای تعارضات زناشویی با طرحوارههای ناسازگار اولیه مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در شش ماهه پاییز و زمستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 40 زن با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 زن). گروه آزمایش ایماگوتراپی را طی دو ماه در 10 جلسه 90 دقیقهای دریافت نمودند. در گروه آزمایش 5 نفر و در گروه گواه 3 نفر ریزش وجود داشت. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه کمالگرایی، مقیاس نگرشهای ناکارآمد، پرسشنامه تعارض زناشویی و پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر با استفاده از نرمافزار SPSS 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که ایماگوتراپی بر کمالگرایی و نگرشهای ناکارآمد زنان دارای تعارض زناشویی با طرحوارههای ناسازگار اولیه تأثیر معنادار دارد (p<0/001). این اثر در دوره پیگیری نیز پایدار بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که که ایماگوتراپی با تمرکز بر بررسی زخمها و جراحات دوران کودکی، تبادل کنترلی و یکپارچگی خویشتن، میتواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش کمالگرایی و نگرشهای ناکارآمد زنان دارای تعارض زناشویی با طرحوارههای ناسازگار اولیه قلمداد شود.