مواضع علما در برابر جمهوری رضاخانی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین
2 کارشناس ارشد تاریخ ایران دورة اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین
doi
چکیده
پس از گذشت حدوداً بیست سال از برقراری حکومت مشروطه در ایران و همزمان با رئیسالوزرایی رضاخان، سردارسپه، بحث تشکیل حکومت جمهوری در ایران با جدیت مطرح شد. کاهش قدرت استبدادی شاهان قاجار پس از برقراری رژیم مشروطه، نقش مؤثری در این زمینه داشت. با محدودشدن قدرت شاه سلاطین قاجار دیگر از قدرت لازم برای سرکوب آرا و اندیشههای جدید سیاسی بیبهره بودند. ضعف قدرت شاهان قاجار در زمان احمدشاه به اوج خود رسید. در کنار دستگاه رو به اضمحلال سلطنت، تشکیلات نیرومند ریاستوزرایی سردارسپه سر برآورد که در آن مقطع بهگونهای کاملاً ابزاری و فرصتطلبانه در پی جمهوریکردن ایران بود. شمار زیادی از روحانیان به علل مذهبی با جمهوری مخالف بودند؛ زیرا آنها جمهوری را با بیدینی برابر میدانستند. چنین شبههای زمانی در اندیشة روحانیان ایجاد شد که در کشور همسایه (ترکیه) رژیم جمهوری با جلوههای ضد دینی برقرار شد. مقالة حاضر با روشی توصیفی و تحلیلی بر پایة منابع کتابخانهای درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که واکنش علما در برابر جمهوریخواهی رضاخان چگونه بود؟ و اختلاف سیدحسن مدرس با رضاخان بر سر چه مسائلی بود؟