جایگاه آستانۀ مخاصمات مسلحانۀ غیربینالمللی ذیل پروتکل الحاقی دوم
نویسندگان
1 دانشآموختة دکتری حقوق بینالملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 استاد گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jplsq.2016.60519چکیده
به دنبال شکلگیری مادة 3 مشترک کنوانسیونهای چهارگانة ژنو در سال 1949 و پروتکل الحاقی دوم به این کنوانسیونها در سال 1977، جامعة جهانی به مفهوم آستانۀ مخاصمات مسلحانة غیربینالمللی، به عنوان مرز عبور از وضعیتهایی چون شورش و درگیریهای پراکندة داخلی و ظرفیتی مؤثر در کاهش حقوق حاکمیتی و حتی پایان بخشیدن به صلاحیت انحصاری محاکم داخلی دول محل وقوع مخاصمه، توجه نشان دادند. دول محل وقوع مخاصمه، بهخصوص آن دسته از کشورهایی که بیش از دیگران خود را در معرض وقوع مخاصمات مسلحانه میدیدند، در طول کنفرانسهای مختلف، هنگام طرح این موضوع، همواره تلاش خود را به برجسته کردن اصول و موازین حاکمیتی و اولویت بخشیدن به صلاحیت محاکم و نهادهای قضایی داخلی معطوف کردند. در این میان تلاش کمیتة بینالمللی صلیبسرخ جهانی در تنظیم و ارائة پیشنویس چهل و هفت مادهای پیشنهادی خود به کنفرانس ژنو، بهعنوان مفاد پروتکل الحاقی دوم، و تغییر چشمگیر آن پس از سه سال مذاکره، که نهایتاً به شکلگیری متن جدید در ظرفیت بیست و هشت ماده با بیانی متفاوت منتج شد، شایان توجه است. مقالة حاضر، ضمن توجه به تلاشهای کمیتة فوق و استخراج دیدگاه علمای علم حقوق و نهایتاً پرداختن به ضریب اثربخشی آستانۀ جدید مخاصمات مسلحانة غیربینالمللی ذیل بند 1 مادة 1 پروتکل الحاقی دوم در توسعه یا عدم توسعة حقوق بشر دوستانه، بهخصوص کاهش یا عدم کاهش کشتار غیر نظامیان در طول این نوع مخاصمات، تلاش کرده در پایان تصویری روشن از ملاحظات حاکمیتمحور کشورها بهخصوص عدم تمایل دول محل وقوع مخاصمه به شناسایی پروتکل الحاقی دوم ارائه کند.