نخبگان ایران عصر صفوی از دیدگاه شاردن (از اواخر دورة شاه عباس اول تا اوایل دورة شاه سلیمان)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلیسینا
2 دکترای تاریخ ایران دورة اسلامی
doi
چکیده
نخبگان، از ارکان اصلی هر جامعه، مهمترین نقش را در تحولات جامعة خود دارند. نقش و کارکرد نخبگان مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. در این پژوهش، جامعه و نخبگان عصر صفوی، با تکیه بر سفرنامة ژان شاردن، بررسی و تحلیل شدهاند. نخبگان آن دوره، بر اساس دو عامل اقتدار (اتوریته) و نفوذ، تقسیمبندی و سه گروه از نخبگان بررسی شدهاند. البته این مرزبندی قراردادی است و گروه اول، شامل نخبگان فنسالاریِ (تکنوکراتیک)، وابسته به ساختار رسمی حکومت صفوی، مانند امیران، دیوانسالاران و درباریان میشد. بنابراین، روانشناسی خاص این گروه، چگونگی بهدستآوردن مناصب حکومتی، عوامل مؤثر در عملکرد آنان، و همچنین عوامل محدودکنندة قدرت آنان (حرمسرا و نوع حکومت در ایران) تجزیه و تحلیل شده است. گروه دوم، نخبگان سنتی، شامل دو گروه سران قبایل قزلباش و حاکمان ایرانی است که جایگاه، عملکرد، و عوامل تضعیف موقعیت آنان (سیاستهای شاه عباس اول و ورود نیروی سوم) بررسی شده است. گروه سوم، شامل نخبگان مذهبی یا ایدئولوژیک است، که بر اساس اعتقاد به حق جانشینی در دوران غیبت، به دو گروه نخبگان مذهبی غیر وابسته به دربار و گروه نخبگان مذهبی وابسته به دربار تقسیم شدهاند. گروه اول، حق جانشینی در دوران غیبت را از آن مجتهدان میدانستند و گروه دوم، در کنار مجتهد، قائل به وجود پادشاه عادل بودند. در این مقاله عملکرد آنان در جامعه و چالشهایی که بهخصوص گروه اول نخبگان پدید آوردند، بررسی شده است.