عدالت پس از جنگ و مسئولیت حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jplsq.2016.60525چکیده
دکترین مسئولیت حمایت، که در سالهای اخیر در گفتمان سازمان ملل متحد و بهویژه دبیرکل ملل متحد بهکرّات بدان اشاره شده، بیش از هر موضوعی به حوضة حقوق توسل به زور یا jus ad bellum ربط دارد؛ که بر مسئولیت و تعهد جهانی برای حمایت از غیر نظامیان با توسل به نیروی نظامی استوار است. توسل به زور در این شرایط باید با رعایت کامل منشور ملل متحد و حقوق بینالملل بشردوستانه یا jus in bello همراه و هدف اصلی آن برقراری عدالت و حاکمیت قانون باشد. تئوری مسئولیت حمایت از دیدگاه کلاسیک جنگ عادلانه یا just war نشئت گرفته که علاوه بر این موارد شامل jus post bellum یا حقوق پس از مخاصمه نیز میشود که در دکترین جنگ عادلانه معنایی محدود دارد؛ ولی امروز در گفتمان مسئولیت حمایت و با تکیه بر اصول و موازین حقوق بینالملل بشر در قالب بازسازی و بازپروری متصور است و معنایی موسع دارد. مقالة ارائهشده با نگاهی تطبیقی به اصول jus post bellum در دوران جنگ عادلانه و اصل بازسازی در قالب نظریة مسئولیت درصدد است با تکیه بر موازین بینالمللی حقوق بشر به تبیین مسئولیت و تعهد دولت و نیز مسئولیت و تعهد جامعة بینالمللی در قبال قربانیان نقض jus in bello بپردازد. نگارنده بر این باور است که حمایت کامل از قربانیان جنگ، علاوه بر دولت یا گروه متخلف و دولتهای حامی، بر عهدة دولت متبوع قربانیان است و همچنین جامعة بینالمللی، مطابق نظریة مسئولیت حمایت و موازین بینالمللی حقوق بشر، باید از قربانیان مخاصمات مسلحانه حمایت کند.