بررسی تطبیقی طرحوارههای نقش جنسیتی در رمآنهای کاش چیزی نمیماند جز لحظات شیرین اثر ویرژینی گریمالدی و عادت میکنیم اثر زویا پیرزاد
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22059/jor.2023.352934.2372چکیده
این جستار به بررسی طرحوارههای نقش جنسیتی در دو رمان" کاش چیزی نمیماند جز لحظات شیرین" اثر ویرژینی گریمالدی، نویسندهی معاصر فرانسوی و "عادت میکنیم "از زویا پیرزاد، نویسندهی معاصر ایرانی، بر پایه نظریهی طرحوارههای نقش جنسیتی جان استیونز میپردازد. ادبیات، بهویژه رمان، با توجه به اینکه، بیشتر نسل جوان را مخاطب قرار میدهد، نقش بسزایی در شکلگیری طرحوارههای ذهنی نزد مخاطبین خود دارد. این دو نویسنده در آثار خود نمونههای بسیاری از طرحوارههای نقش جنسیتی را در جوامع خود به تصویر کشیدهاند. شخصیتهای اصلی هر دو رمان نقش مادر میانسال را در جوامع خود ایفا میکنند. آنچه پژوهش حاضر را بهعنوان یک ضرورت در ذهن نگارنده مطرح کرده است، بررسی تفاوتها و شباهتهای چالشهای پیشروی زنان و مادران بدون همسر، و شیوهی رویارویی با آنها در این دو فرهنگ است. پرسش اصلی در جستار حاضر این است که پربسامدترین طرحوارههای جنسیتی در این دو رمان چه هستند و آیا این دو نویسنده موفق به درهمشکستن طرحوارههای جنسیتی منفی زنانه - مادرانه شدهاند؟ تحلیل رویدادها، رفتار، گفتمان و زندگی فردی و اجتماعی شخصیتهای دو داستان بر پایه نظریه طرحوارههای نقش جنسیتی استیونز نشان میدهد که گریمالدی، نویسندهی معاصر فرانسوی در این زمینه موفقتر عمل کردهاست. وی توانسته است با حفظ طرحوارههای مثبت زنانه، طرحوارههای منفی را در شخصیت اصلی داستان خود تعدیل و اصلاح کند. پیرزاد اگرچه کوشیده است با نسبت دادن چندی از طرحوارههای فرعی و گاهی سطحی مردانه به شخصیتهای اصلی رمان خود، دست به کلیشه زدایی بزند ولی درنهایت موفق به درهمشکستن طرحوارههای منفی غالب زنانه نشده است.