روح نامرئی شعر فارسی؛ تأثیر عاملهای سیاسی و اجتماعی عصر پهلوی بر فراز و فرود رمانتیسم فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
با آنکه برخی بر این اعتقادند که میان ادبیات و مبانی زیباییشناسی با مسائل اجتماعی مقارنة ضروری وجود ندارد و آثار ادبی بسیاری را میتوان یافت که با امور اجتماعی مناسبت چندانی ندارند یا بهکلی با آن بیارتباطاند، یکی از مسائل مورد توجه ناقدان ادبی و جامعهشناسان، پیوند معنیدار ادبیات و در کل مبانی زیباییشناسی با امور اجتماعی است. از آنجا که در ادبیات، زبان وسیلة بیان است و به قول ارسطو، بهنوعی زندگی را به نمایش میگذارد، یک واقعیت اجتماعی و به عبارت دقیقتر یک نهاد اجتماعی است. نهادی که علت وجودی و هدفهای خاص خود را دنبال میکند. در میان مکاتب جدید ادبی، ظهور مکتب رمانتیسم پیوند همهجانبهای با تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم کشورهای اروپایی دارد. همزمان با تحولات جهانی، این مکتب در تمامی کشورها، از جمله ایران، طرفدارانی یافت و در عصر پهلوی، بهویژه در دهههای 20 و 30 به گرایش غالب ادبی تبدیل شد. سالهای پایانی دهة 30 و آغازین دهة 40، روزگار افول رمانتیسم فارسی است. با اذعان به تأثیر متقابل ادبیات و جامعه در یکدیگر، در این پژوهش تأثیر عوامل اجتماعی و سیاسی عصر پهلوی در فراز و فرود گرایش ادبی مذکور نقد و تحلیل میشود.