بررسی تطبیقی درونمایههای عرفان شرقی-ایرانی در رمان صدسالتنهایی گابریلگارسیا مارکز
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2023.347411.2341چکیده
هدف ادبیات تطبیقی همواره آن بوده است تا با نگاهی فراگیر به آثار هنری فرهنگهای گوناگون، راهی برای درک ژرفتر همگونیهای آثار ادبی بیابد. آنچه در این مقاله ارائه می شود، تلاشی در اثبات این باور است که گنجینهی فرهنگ و ادب شرقی- ایرانی نقش بسزایی در الهامبخشی و آفرینش شاهکارهای متعدد در ادبیات جهان داشته است و گابریل گارسیا مارکز از کسانی است که تحت تأثیر این میراث غنی، به خلق یکی از آثار منحصربهفرد خود دستیافته است. مقالهی حاضر به شیوهی توصیفی- تحلیلی پس از ارائه تعاریف و ویژگیهایی از رئالیسم جادوئی، به بررسی رد پای اندیشههای عرفانی مشرقزمین بهخصوص عرفان ایرانی- اسلامی در رمان صد سالتنهایی گابریلگارسیا مارکز میپردازد و با گزینش لایههای صوفیانه و فراواقعی این رمان و سنجش آن با موارد مشابه صوفیانههای شرقی – ایرانی، تاثیرپذیری مارکز از مشترکات دروننگری و هستیشناسانه بعضی از آثار عرفانی بزرگان ایرانی- اسلامی را نشان داده و به بیان باورهای درون پژوهانهی این نویسنده در رمان مذکور می پردازد. دستاورد علمی این پژوهش نشان می دهد که مارکز در رمان صد سال تنهایی، تحت تاثیردرون مایههای عرفان شرقی – ایرانی بوده است. ومهمترین نقطهی پیوند مشترک رمان مذکور با عرفان شرقی- ایرانی، شکستن مرز میان واقعیت و فرا واقعیت و اتحاد این دو، رفتارهای شگفت و خارق العاده شخصیتهای حاضر در داستان و شناخت حقیقت از راه تخیل است.