از سپهرنشانه‌ای لوتمان تا روایت‌شناسی گریماس (مطالعه‌ی رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، گروه تخصصی هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس ، تهران ، ایران

3 گروه زبان ادبیات فرانسه، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی تهران ، تهران ، ایران

doi
10.22059/jor.2023.356690.2405
چکیده

نشانه­شناسی فرهنگی یکی از حوزه­های نشانه­شناسی است که با نام یوری لوتمان پیوند خورده است. لوتمان فرهنگ را به‌مثابه­‌ی یک نظام نشانه­ای و در  تعامل با سایرنظام­های نشانه­ای در نظر می­گیرد. از دیدگاه لوتمان، هر فرهنگی خود را نظام­مند و آنچه را که در بیرون از سپهرنشانه­ای فرهنگ خودی قرار دارد، به‌مثابه­ی نه­-فرهنگ می­شناسد. بر اساس نظریه­ی روایت­مندی، رخداد نوعی تغییر وضعیت از هنجارهای موجود در سپهر نشانه­ای تلقی می­شود که با تعریف رخداد از منظر گریماس مطابقت دارد. مقاله­ی حاضر با تکیه بر دیدگاه نشانه­شناسی فرهنگیِ لوتمان و فرایند روایی گریماس، به تحلیل رمان «جنایت و مکافات» اثر فئودور داستایفسکی می­پردازد. در این مطالعه، بررسی قابلیت­های کاربردی نظریه­ی نشانه­شناسی فرهنگی لوتمان در مقایسه با روایت‌شناسی گریماسی انجام گرفت تا نشان دهیم، چگونه نویسنده­ی روس ارزش­های اصلی اعم از ایدئولوژی، دین و سیاست را در تقابل با دو قطب خود (روسیه) و دیگری (غرب) مورد قیاس قرار می­دهد. دگردیسی راسکولنیکف (قهرمان رمان) و گذار از مرز «دیگری» به «خود» در آخرین بخش رمان از طریق کابوسی شکل می­گیرد که با عبور از وضعیت نامطلوب، ناگهانی و بدون مداخله­ی سوژه، مطابقت دارد. نتایج نشان می­دهد، سپهر نشانه‌ای لوتمان صرفاً محدود به دوگانه­های طبیعت و فرهنگ و یا خود و دیگری نیست؛ بلکه فضایی پویا و در حال تکامل است که در آن رخداد، چالش، تعامل میان عناصر گستره‌ای و فشاره‌ای و همچنین فضای چرخشی و رفت و برگشتی امری مهم تلقی می­شوند.