کثرت گرایی حقوقی در الهیات مسیحی و تأثیر آن بر آغاز شکل گیری حقوق مدرن

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jplsq.2016.56440
چکیده

وحدت‌گرایی در مبنای اعتبار قواعد در نظام حقوق دینی، بدین معنا که فقط ارادۀ الهی، مبنا و منشأ التزام‌آوری قواعد حقوقی باشد، نظام حقوق دینی را از واقع‌گرایی یا عقلانیت تجربی و همچنین از گزاره‌های برآمده از عقلانیت متافیزیکی انسان‌گرایانه و در کل از مبناها و منشأهای رقیب، مصون نگه می‌دارد. در این صورت عقلانیت فطری، ارادۀ دولت و عرف، نقشی جز منبع قاعدۀ حقوقی نخواهد داشت. کثرت‌گراییِ حقوقی به معنای پذیرش چند مبنا، منشأ التزام‌آوری قاعدۀ حقوقی است. در اندیشۀ حقوق مسیحی با دگرگونی از وحدت‌گرایی به کثرت‌گرایی روبه‌رو هستیم و به‌نظر می‌رسد همین دگرگونی، زمینۀ عبور حقوقی دینی مسیحی به حقوق مدرن، یعنی حقوق مبتنی‌بر عقل خودبنیاد را فراهم کرده است. ارتقای جایگاه اندیشۀ حقوق طبیعی یا همان عقلانیت فطری و ارتقای جایگاه دولت، از منبع قاعدۀ حقوقی به مبنا و منشأ التزام‌آوری قاعدۀ حقوقی تبدیل شده و در نقش نمادهای عقل خودبنیاد، زمینه‌ساز این دگرگونی بوده است.