جغرافیاى شهرى و پست مدرنیسم
نویسندگان
1 عضو هیأت علمى دانشکده جغرافیاى دانشگاه تهران
2 دانشجوى کارشناسى ارشد جغرافیا و برنامه ریزى شهرى دانشگاه تهران
doi
چکیده
پست مدرنیسم را فراتر از تجدد خواهى معنى کرده اند و فرزند خلف یا ناخلف مدرنیسم مى باشد. دوران مدرنیسم که برپایه عقل باورى بود و جهانى فراتر از عقل را قبول نداشت تحت تأثیر فیلسوفانى نظیر هگل، کانت، رنه دکارت و قبل از اینها فرانسیس بیکن بود که باعث تحولات عمیقى در عرصه هاى مختلف زندگى بشرى گردید و شاید تنها در این دوران بود که بشر به خود باورى محض رسید و خود را حاکم بر سرنوشت خویش دید اما مدرنیسم آن چنان که در ابتدا موفق به نظرمى رسید در قرن بیستم بر بحران هایى از قبیل جنگ هاى اول و دوم جهانى و بحرانهاى نژادى، جنسیتى و زیست محیطى تأثیراتى داشت و این عوامل باعث شد تا فیلسوفان و اندیشمندان نیمه دوم قرن بیستم در عقل باورى و خردباورى محض تردید کنند و کسانى مثل کارل ریموند پوپر معتقدند که عقل باورى خود نیز باید مورد انتقاد قرارگیرد لذا دوره اى بنام پست مدرنیسم فرامى رسد که در حوزه هاى مختلف علمى و هنرى تأثیرات عمیقى گذاشت در این مقاله سعى شده است به مفاهیم و تعاریف مدرنیسم و پست مدرنیسم درحد امکان پرداخته شود و تشابهات و تفاوتهاى بین آنها و تأثیراتى که هر دوره به حوزه هاى مختلف شهرى اعم از کالبدى و غیرکالبدى داشته مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد.