تأثیر حمایت سازمانی ادراک شده بر تمایل به فرزندآوری با میانجیگری تعارض کار-خانواده
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف اسلامی و عضو مرکز تحقیقات پژوهشکده سلامت، دانشگاه علوم پزشکی بابل، بابل، ایران
2 استادیار گروه مدیریت، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی غیردولتی راه دانش، بابل، ایران
3 دانشآموخته کارشناسیارشد مدیریت استراتژیک، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی غیردولتی راه دانش، و نماینده قرارگاه عملیاتی سلامت و جوانی جمعیت دانشگاه علوم پزشکی بابل، بابل، ایران
doi
10.22034/jpai.2025.2043511.1374چکیده
با توجه به کاهش نرخ باروری در کشور و توجه دولت به این امر، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر حمایت سازمانی درک شده بر تمایل به فرزندآوری با نقش میانجی تعارض کار- خانواده است. در پژوهش حاضر، برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان دانشگاه علوم پزشکی بابل است که براساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تعداد 176 نفر بهعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. تحلیل دادههای پژوهش نشان داد حمایت سازمانیادراک شده بر تمایل به فرزندآوری تاثیر مثبت دارد. همچنین تعارض کار- خانواده در رابطه بین حمایت سازمانیادراک شده و تمایل به فرزندآوری نقش میانجی دارد. شدت رابطه بین حمایت سازمانیدرک شده و تمایل به فرزندآوری برای زنان شاغل بهطور معناداری بیشتر از مردان شاغل است. با توجه به یافتههای پژوهش، توجه به مولفههای حمایت از کارکنان و تعادل بین الزامات کاری و زندگی شخصی در سیاستگذاریهای شغلی توسط مدیران و برنامـهریـزان در سازمانها میتواند موجب ارتقا سطح تمایل به فرزندآوری شاغلین شود. اتخاذ رویههای سازمانی که به رفاه کارکنان و ایجاد شرایط کاری جهت کاهش تعارض کار-خانواده منجر شود، بر تمایل به فرزندآوری بهویژه در مورد کارکنان زن تاثیرگذار است. برپایه شواهد این مقاله، تدوین قوانین حمایتی در قوانین استخدامی توسط دولت با توجه به تفاوتهای جنسیتی میتواند در افزایش نرخ باروری کشور مثمرثمر باشد.